چگونه یک طرح کسب و کار برای برند شخصی خود بسازید

چگونه یک طرح کسب و کار برای برند شخصی خود بسازید

چگونه یک طرح کسب و کار برای برند شخصی خود بسازید

تاریخ انتشار : شنبه, 4 دی 1395 10:48

تعداد بازدید کننده : 7

چاپ ارسال به دوستان

اگر کار شما بازاریابی یک برند بزرگ بود، ترسیم یک طرح کسب و کار بازاریابی سالانه به عادت شما تبدیل شده بود. کسانی که چندین سال برند های موفقی را مدیریت کرده اند، از این روند خیلی زیاد استفاده می کنند. هر ساله، معمولا بازاریابان برای آنچه که باید در سال آینده انجام شود روش انجام آنها و مقدار هزینه آن را، با تاکید بر مواردی که جهت تحقق اهداف برند ضروری است، برنامه ریزی می کنند. این کار معمولا بصورت سالانه انجام می شود، اما می تواند برای یک، سه، پنج و ده سال نیز صورت گیرد.در مورد برند شخصی تان و آنچه می خواهید محقق شود، شما باید همین کار را انجام دهید.با یک تمرین ساده شروع کنید و اهداف خود را بنویسید. ممکن است واضح بنظر برسد، اما شما قبل از اینکه برنامه ای برای رسیدن به اهداف خود بریزید باید بدانید که چه می خواهید. شما نمی توانید بدون دانستن اهداف دراز مدت خود، سال به سال پیش بروید.

اگر کار شما بازاریابی یک برند بزرگ بود، ترسیم یک طرح کسب و کار بازاریابی سالانه به عادت شما تبدیل شده بود. کسانی که چندین سال برند های موفقی را مدیریت کرده اند، از این روند خیلی زیاد استفاده می کنند.

هر ساله، معمولا بازاریابان برای آنچه که باید در سال آینده انجام شود روش انجام آنها و مقدار هزینه آن را، با تاکید بر مواردی که جهت تحقق اهداف برند ضروری است، برنامه ریزی می کنند. این کار معمولا بصورت سالانه انجام می شود، اما می تواند برای یک، سه، پنج و ده سال نیز صورت گیرد.در مورد برند شخصی تان و آنچه می خواهید محقق شود، شما باید همین کار را انجام دهید.با یک تمرین ساده شروع کنید و اهداف خود را بنویسید. ممکن است واضح بنظر برسد، اما شما قبل از اینکه برنامه ای برای رسیدن به اهداف خود بریزید باید بدانید که چه می خواهید. شما نمی توانید بدون دانستن اهداف دراز مدت خود، سال به سال پیش بروید.

در حالی که جهت برنامه ریزی برای برند خود، باید در مورد اهداف خود صریح باشید. از نظر شخصی و حرفه ای در چند سال آینده می خواهید به کجا برسید؟ اهداف کوتاه مدت و بلند مدت شما چیست؟

این تمرین ممکن است بدیهی به نظر برسد، اما انجام آن همیشه آسان نیست.

آیا می خواهید بچه دار شوید؟ آیا شریک زندگی می خواهید؟ می خواهید کجا زندگی کنید؟ برای چه نوع شرکتی می خواهید کار کنید؟ آرزو دارید چه چیزی را در حوزه ای که انتخاب کرده اید، انجام دهید؟

اهداف شخصی خود را مانند کار پیش بینی هوا درنظر بگیرید. با آنچه که برای ده سال آینده می خواهید شروع کنید و سپس به عقب برگردید. حتی شما می توانید بیشتر از ده سال را درنظر بگیرید، اما فکر کردن به چند سال جلوتر دشوار است. فکر می کنم ده سال ده سال پیش رفتن آسان تر است.

می خواهید ده سال دیگر کجا باشید؟: این یک سوال کلاسیک در مصاحبه هاست، اگر چه در حال حاضر اهمیت آن افزایش یافته است. حالا شما می توانید به این سوال پاسخ دهید چون شما یک برند شخصی دارید.

از آنجا شما می توانید اهداف موقت پنج ساله و پس از آن اهداف سه ساله و به همین ترتیب را بنویسید.

من؟ من همیشه می دانستم که می خواهم بازاریابی کنم، و این هدف ده ساله من بود. اما کسی به من گفت برای اینکه بازاریابی کنم، باید مدرک MBA (حداقل در آن زمان) داشته باشم. برای دریافت مدرک MBA، پس از فارغ التحصیل شدن، به تجربه کاری نیاز داشتم و برای این منظور هم، به آموزش دانشگاهی در زمینه بازاریابی نیاز داشتم.

می بینید چگونه ادامه پیدا می کند؟ یک هدف منجر به هدف دیگر همراه با یک برنامه منسجم می شود، به همین دلیل است که اگر شما می خواهید به هدفی برسید، باید طرح آن را ترسیم کنید.

در آن زمان در واقع اولین کارم بازاریابی در شرکت بود و در نقطه اوج برنامه ده ساله تعیین هدف و برنامه موقت برای رسیدن به هدف بودم. دستیار مدیر محصول در شرکت، هدف نهایی من نبود، از این رو برنامه ده ساله ریختم. هنوز هم بر روی آن کار می کنم به همین دلیل امسال کتاب سومم و این مقاله را برای سایت کارآفرین نوشتم.

همچنین در مورد حرفه خودم بر اساس اهداف شخصی ام که شامل داشتن فرزند و کمک به آنها در طول این مسیر بود، تصمیم گیری کردم. می دانستم که پدر بودن بخشی از برند من خواهد بود، بنابراین طبق آن برنامه ریزی کردم. امسال فرزندان من بعد از بیست سال بزرگ شده و از ما جدا شدند، بنابراین طرح ده ساله جدید من یک بار دیگر تغییر می یابد.

وقتی اهداف خود را تنظیم می کنید باید تمام جنبه های زندگی خود و نحوه تاثیر تصمیمات شخصی و حرفه ای شما بر برندتان را درنظر بگیرید تا برند شخصی خود را شکل دهید.

از این کار لذت ببرید. با سوال کلاسیک مصاحبه ها شروع کنید و از آنجا به عقب برگردید. برنامه خود را سال به سال بنویسید و در طول مسیر آن را ویرایش کنید. به این شکل یک طرح کسب و کار دارید.

شگفت زده خواهید شد که زندگی چقدر راحت تر و با ارزش تر می شود وقتی بدانید چه می خواهید و چگونه می توانید به آنها می رسید.

 

brandabout.ir

goo.gl/YHQoe1

 

 

چگونه یک طرح کسب و کار برای برند شخصی خود بسازید

به اشتراک گذاری

تگ ها تبلیغاتیاطلاع رسانیانجمن تبلیغاتآگهی و تبلیغاتفرهنگرسانه،انتخاب رسانهبرندسازیبرند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چگونه یک شعار فراموش نشدنی بسازید

تاریخ انتشار : شنبه, 4 دی 1395 10:45

تعداد بازدید کننده : 8

چاپ ارسال به دوستان

متفاوت فکر کنید. فقط انجامش دهید. درباره صرفه جویی در کلمات حرف می زنیم. تنها با هفت کلمه می توانم سه برند کاملا متفاوت را که سالانه صدها میلیارد دلار درآمد دارند را در ذهن شما تداعی کنم. هر چند، علاوه بر آن، این هفت کلمه حاکی از سه روایت کاملا مجزا هستند که هر یک داستان تحقق مزایا و وجه تمایز محصول برند را بیان می کنند. این قدرت شعار است. و در حالی که هر شعاری نمی تواند این چنین تاثیرگذار باشد، اما تاثیر تنها تعداد انگشت شماری از کلمات شگفت انگیز است. چه چیزی این شعارها را بسیار موثر می سازد؟ خب، کمپین های بازاریابی چند میلیون دلاری صدمه نمی بینند. اما فراتر از سروصداها و رسانه ها، چند دلیل وجود دارد که چرا تمام این شعارها موثر هستند. هر شعار بزرگ دارای سه کیفیت زیر است: ۱. به خاطر سپردنی است. نکته ای در مورد شعار به یاد ماندنی است و با پس از تجربه مشتری باقی می ماند. ۲. ارزشی را منتقل می کند. شعار به طور مستقیم یا ضمنی، متضمن مزایای کلیدی ارائه شده توسط برند یا محصول می باشد

متفاوت فکر کنید.

فقط انجامش دهید.

درباره صرفه جویی در کلمات حرف می زنیم. تنها با هفت کلمه می توانم سه برند کاملا متفاوت را که سالانه صدها میلیارد دلار درآمد دارند را در ذهن شما تداعی کنم. هر چند، علاوه بر آن، این هفت کلمه حاکی از سه روایت کاملا مجزا هستند که هر یک داستان تحقق مزایا و وجه تمایز محصول برند را بیان می کنند. این قدرت شعار است. و در حالی که هر شعاری نمی تواند این چنین تاثیرگذار باشد، اما تاثیر تنها تعداد انگشت شماری از کلمات شگفت انگیز است.

چه چیزی این شعارها را بسیار موثر می سازد؟ خب، کمپین های بازاریابی چند میلیون دلاری صدمه نمی بینند. اما فراتر از سروصداها و رسانه ها، چند دلیل وجود دارد که چرا تمام این شعارها موثر هستند. هر شعار بزرگ دارای سه کیفیت زیر است:

۱. به خاطر سپردنی است. نکته ای در مورد شعار به یاد ماندنی است و با پس از تجربه مشتری باقی می ماند.

۲. ارزشی را منتقل می کند. شعار به طور مستقیم یا ضمنی، متضمن مزایای کلیدی ارائه شده توسط برند یا محصول می باشد.

۳. وجه تمایز را می رساند. شعار تداعی کننده روشی است که در آن محصول و یا برند را در برابر رقبای خود متمایز می کند

با ترکیب کمی خلاقیت و تفکر غیر متعارف، ساختن یک شعار خوب دشوار و سحرآمیز نیست. و به قول افراد خلاق، هر چه در این فرآیند آماده تر شرکت کنید، آسان تر خواهد بود. با پیروی از این فرمول ساده پنج مرحله ای می توانید شعاری بسازید که به سختی فراموش می شود.

گام ۱: یاد بگیرید

فاز کشف یک جزء تحقیقات داخلی و خارجی از برند دارد. برای کشف داخلی خود، تمام دارایی های مربوط به برند یا محصول را جمع آوری و بررسی می کنید. در بالاترین سطح، شما باید از جایگاه برند یا محصول مطلع باشید. همچنین جمع آوری لیستی از تمام ارزش های کلیدی و متمایز کننده مرتبط با آن مفید است. برای کشف خارجی، لیستی از برندها یا محصولات مشابه تهیه کنید. شعار هر کدام را بررسی کنید تا از چشم انداز بازار مطلع شده و فرصت های متمایز کننده را شناسایی کنید.

گام ۲: تعریف کنید

در روند نامگذاری، اتفاق نظر در مورد کیفیت و اهداف شعار شما، فرآیند انتخاب را خیلی آسانتر می کند. مطمئنا، هر شعاری باید به خاطرسپردنی، منتقل کننده ارزش و متمایزکننده باشد، اما برای شعار خاص شما به چه معنا است؟ آیا مزیت متمایز کننده ای وجود دارد که در شعار شما باید به طور صریح بیان شود؟ آیا شعار شما نیازی به بهبود دارد؟ آیا محدودیت کلمه یا کاراکتر برای شعار وجود دارد؟ اتفاق نظر تمام ذینفعان در مورد معیارهایی که یک شعار موفق باید داشته باشد، یک معیار هدف به شما می دهد تا بتوان در مورد موفقیت نسبی شعارها داوری کرد.

گام ۳: طوفان فکری

اگر سحر و جادویی در این فرآیند وجود داشته باشد، در این مرحله است. اما، سحر و جادو برای کسانی که آماده هستند، اتفاق می افتد. در طوفان مغزی برای رسیدن به ایده هایی برای شعار شرکت شما، باید در دست خود لیستی از ارزش های کلیدی و متمایزکننده که از مرحله ۱ تهیه کرده اید، داشته باشید. همچنین می توانید از معیارهای مرحله ۲ به عنوان یک منبع الهام بخش استفاده کنید، اما نباید خود را محدود به آن کنید. اگر فکر می کنید رعایت آن معیارها مانع خلاقیت می شود، آنها را نادیده بگیرید.

مهم ترین هدف از طوفان مغزی برای رسیدن به ایده هایی برای شعار شرکت، انتقال صدای محصول برند و یا شرکت موردنظر است. این کار به کمک پیام رسانی و تثبیت موقعیت که در مرحله ۱ انجام دادید، صورت می گیرد. این موارد را به دقت و مکررا بررسی کنید تا زمانی که شخصیت برند شما در نوشتن شما هویدا شود. این عادت را باید در خود ایجاد کنید. از آن به بعد از ایده ها لذت می برید. قافیه، سجع، تکرار، معکوس، و کنایه از آرایه های ادبی هستند که در ساختن شعار به یاد ماندنی موثر بوده اند. اما بسیاری از شعارها در سطح جهانی از هیچکدام از آنها استفاده نمی کنند. برخی از شعارهایی را در نظر بگیرید که سالها شما را درگیر خود کرده و از آنها به عنوان منبع الهام بخش استفاده کنید. یک لیست طولانی از ایده های بالقوه را نوشته و به مرحله ۴ بروید.

گام ۴: پالایش 

در مرحله پالایش، معیارهایی که شما در مرحله ۲ تعریف کردید، به کار می آید. وقتی بر روی لیست طولانی شعارهایی که از مرحله ۳ بدست آورده اید کار می کنید، مشخص کنید کدام شعار مطابق معیارهای شماست، و کدام نیست و کدامیک از آنها نیاز به تغییر دارد. هدف این است که لیست خود را به یک لیست کوتاه با سه تا پنج شعار تبدیل کنید. هرچه در این مرحله بیشتر پالایش کنید، بهتر است. از کمک همکاران، همسالان و همچنین افراد بخش های دیگر بهره بگیرید. موقع تصمیم گیری هر چه ایده های عینی و شخص ثالث بیشتری جمع کنید، بهتر است. هنگامی که در مورد بهترین شعارها به توافق رسیدید، بر روی قواعد، سبک و ریتم هر کدام کار کنید. تنها پس از اینکه به لیست کوتاهی از این شعارهایی که به بهترین حالت پالایش شده اند رسیدید، زمان آزمون (گام بعدی) خواهد بود.

گام ۵: آزمون

شبیه به فرایند نامگذاری، آزمایش شعارها، بررسی صلاحیت هر یک از آنها در فهرست نهایی در برابر معیارهای مختلف است. با دادن نمره کمی به هر کدام از شعارها در طیف وسیعی از دسته های مختلف، می توانید آنها را از نظر کمی کنار هم مشاهده کنید. به عواملی مانند ظاهر، تمایز، عمق، موقعیت، صدا، و غیره توجه کنید. تجزیه و تحلیل تطبیقی می تواند نقاط قوت نسبی هر یک از شعارهای لیست کوتاه شما را بسنجد.

همچنین مارک تجاری شما باید امکان ثبت داشته باشد. شعار یکی از آن مواردی است که می تواند موجب مشکلات قانونی شود. در آمریکا، شرکت ثبت اختراع و مارک تجاری دارای یک سیستم جست و جوی آنلاین است که امکان ثبت یک شعار را می توانید بررسی کنید. شعارها باید توسط وکلای مالکیت معنوی قبل از ثبت بررسی و تایید شود.

نتیجه

بنابراین، چه چیزهایی یک شعار فراموش نشدنی را می سازد؟ متاسفانه، هیچ فرمول بدون خطا یا محک قطعی برای آن وجود ندارد. شعار کوتاه تر لزوما بهتر نیست. برخی از متخصصن این حوزه به خلاف این موضوع (شعار کوتاه) معتقدند. سنجش نهایی یک شعار فراموش نشدنی با عملکرد آن در بازار مشخص می شود. شعارهایی که به برند یا محصول ارزش می بخشند، گران بها هستند. اما کشف آنها سخت است. بررسی قدرتمند ترین و موفق ترین شعارهای تمام دوران نشان می دهد چیزهایی در جهان وجود دارد که با پول نمی توان خرید. برای هر چیزی، شعاری وجود دارد.

brandabout.ir

goo.gl/YHQoe1

 

چگونه یک شعار فراموش نشدنی بسازید

به اشتراک گذاری

تگ ها نماینده انجمن صنفیکانون تبلیغاتکمپین تبلیغاتیبرندسازیبرندخریدارفروشفرهنگانتخاب رسانهتبلیغاتاطلاع رسانیتاریخچه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برند شخصی چیست و چرا شما به آن نیاز دارید؟

تاریخ انتشار : یکشنبه, 28 آذر 1395 10:14

تعداد بازدید کننده : 15

چاپ ارسال به دوستان

البته میتوان گفت شما برند شخصی ایجاد نمی کنید، شما هم اکنون آن را دارید. اگر به این گفته اعتماد ندارید؟ نام خود و در ادامه ی آن نام شهر خود را در گوگل جستجو کنید. اگر شما صفحه فیسبوک دارید یا پروفایل لینکداین (LinkedIn) به احتمال زیاد نام شما در صفحه اول دیده خواهد شد. ممکن است نام شما در دفترچه ی تلفن لیست شده باشد و یا اخیرا خبری از شما در اخبار محلی ذکر شده باشد و تمام اینها قسمتی از برند شخصی شماست. ناراحت کننده است؟ فراموشش کنید، این موضوع همین حالا نیز اتفاق افتاده و شما هم نمیتوانید کاری در مورد آن انجام دهید. تنها به این فکر کنید که چه کارهای میتوانید انجام دهید که به درستی برند شخصی خود را مدیریت کنید، که مردم آنچه را که شما میخواهید در مورد شما ببینند.

برند شخصی چیست؟ چرا من نیاز دارم برند شخصی خود را تبلیغ کنم؟ چگونه برند شخصی به وجود آوریم؟

البته میتوان گفت شما برند شخصی ایجاد نمی کنید، شما هم اکنون آن را دارید. اگر به این گفته اعتماد ندارید؟ نام خود و در ادامه ی آن نام شهر خود را در گوگل جستجو کنید. اگر شما صفحه فیسبوک دارید یا پروفایل لینکداین (LinkedIn) به احتمال زیاد نام شما در صفحه اول دیده خواهد شد. ممکن است نام شما در دفترچه ی تلفن لیست شده باشد و یا اخیرا خبری از شما در اخبار محلی ذکر شده باشد و تمام اینها قسمتی از برند شخصی شماست.

ناراحت کننده است؟ فراموشش کنید، این موضوع همین حالا نیز اتفاق افتاده و شما هم نمیتوانید کاری در مورد آن انجام دهید. تنها به این فکر کنید که چه کارهای میتوانید انجام دهید که به درستی برند شخصی خود را مدیریت کنید، که مردم آنچه را که شما میخواهید در مورد شما ببینند.

ایجاد برند شخصی با مقاله ای رایج شد که ده سال پیش توسط تام پیترز (Tom Peters) در مجله کمپانی فست با عنوان “A Brand Called You” انتشار یافت. او مقاله را با نوشتن این مطلب آغاز میکند “صرف نظر از سن، صرف نظر از موقعیت، صرف نظر از کار، برای ما نیزاتفاق می افتد بنابراین همه ی ما نیازمند آن هستیم که درک درستی از برند شخصی داشته باشیم.” مدیریت اجرای شرکت ورک ایت دیلی (workitdaily) می گوید: “مهم ترین کار برای موفقیت در کسب و کار امروز این است که برای برند شخصی بازاریابی کنیم، برندی با نام شما.”

ده سال پیش زمانی که من این مقاله را خواندم به طور ضمنی میدانستم که حقیقت را میگوید، اما متوجه نشدم که چگونه یک فرد میتواند برند شخصی خود را به وجود آورد. تنها مارک های که من میشناختم شرکت های بزرگ با بودجه تبلیغاتی سنگین بود. چگونه یک شخص میتواند به تنهایی برند شخصی خود را ایجاد کند؟

و پس از آن چگونه میتوان نام خود را در اینترنت، شبکه های اجتماعی و گوگل پشتیبانی کرد.
وبلاگ ها (Blogs)، می اسپیس (Myspace)، فیسبوک (Facebook)، لینکداین (LinkedIn) و بسیاری از برنامه های کاربردی دیگر وارد صحنه شده اند که خواهی نخواهی ایجاد برند شخصی را برای هر شخص دشوار می سازند.

در اینجا نکاتی را ذکر کرده ایم که به شما در ایجاد برند شخصیتان کمک خواهد کرد:

قصد، نیت و تصویری که راجع به پروژه دارید روشن و واضح باشد، اگر شما بیش از یک پیام دارید این خطر ایجاد میشود که مخاطب در مورد هدف شما گیج شود.
پیام اصلی برند خود را با پلتفرم خود هماهنگ کنید، به طور مثال: باید رزومه کاری خود را با پروفایل لینکداین (LinkedIn) خود هماهنگ کنید.
مطالب خود را مختصر نگاه دارید. آیا میتوانید جایگاه و ارزش خود را در ده کلمه یا کمتر توضیح دهید. اگر نه، شما در معرض فراموش شدن هستید و این ناقوس مرگ هر برندی است.

مترجم: ندا عزیزی
www.mbanews.ir
goo.gl/mHYrqt
ا

برند شخصی چیست و چرا شما به آن نیاز دارید؟

به اشتراک گذاری

تگ ها آموزش برندکسب و کارکانون تبلیغاتتبلیغاتیرسانه،انتخاب رسانهبرندسازیبرندبازاریابی و تبلیغات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تمرکز استراتژی حیاتی برای سازمان های کوچک و مغازه ها

تاریخ انتشار : دوشنبه, 22 آذر 1395 16:53

تعداد بازدید کننده : 20

چاپ ارسال به دوستان

یکی از بزرگ ترین معضلات کشور و چالش های اصلی دولت کاهش آمار بیکاری است. این مهم به واقعیت نمی رسد مگر با فعال کردن واحدهای کوچک تولیدی/خدماتی و رونق بخشیدن به کسب و کارها، صنوف و مغازه ها. البته دولت قبلی با اعطای وام های زودبازده سعی کرد تا این مشکل را حل کند. دولت جناب آقای روحا

یکی از بزرگ ترین معضلات کشور و چالش های اصلی دولت کاهش آمار بیکاری است. این مهم به واقعیت نمی رسد مگر با فعال کردن واحدهای کوچک تولیدی/خدماتی و رونق بخشیدن به کسب و کارها، صنوف و مغازه ها. البته دولت قبلی با اعطای وام های زودبازده سعی کرد تا این مشکل را حل کند.

دولت جناب آقای روحانی نیز تا حدودی (البته با تغییرات اساسی در اعطای وام) حل مشکل را در تزریق نقدینگی به این سازمان های کوچک جست وجو کرده ولی مشکل جایی دیگر است، مشکل اصلی کمبود پول نیست! مشکل اصلی وجود صنوف مشابه در تعداد زیاد است و کمبود دانش صاحب صنف به علم رقابت.

قنادی های موجود در تهران ۱۶۰۰ عدد، چلوکبابی های تهران ۸۰۰ عدد و… بسیاری از مردم با اندک سرمایه ای که جمع می کنند وارد یک صنف کوچک می شوند، مغازه/ کارگاه خود را تاسیس می کنند به امید درآمدی قابل قبول، غافل از آنکه در چنین بازار به شدت رقابتی، صاحبان اصناف و کسب و کارهای کوچک باید در خصوص رقابت و شناخت رقبا بسیار توانمند باشند وگرنه بازنده ای بیش نیستند.

کافی است در خیابان سهروردی تهران قدم بزنید صدها کابینت ساز و نصاب کابینت وجود دارند که اکثرا فعالیت مشابهی دارند، این وضعیت تمام بازارهای ما است. و کمتر پیش می آید که صاحب مغازه یا کسب و کاری کوچک از خود بپرسد چگونه باید بین هزار رقیب فعال برنده شوم؟جواب من یک کلمه است؛ «تمایز».

دانستن متد جایگاه سازی در بازاریابی و برند سازی برای صنوف، کسب و کارهای کوچک و مغازه ها حیاتی است و در واقع داستان بقای این نوع از سازمان ها به همین دانش مرتبط می شود. جایگاه سازی کسب و کارتان در ذهن مشتریان احتمالی به شما کمک می کند تا در این بازار پر از رقیب متمایز شوید.

ماهیت بسیاری از این کسب و کارهای کوچک کاملا متفاوت است. به عنوان مثال کسی که کابینت منزلش را امروز عوض می کند به احتمال قوی تا ۱۰سال دیگر برای خرید کابینت به سراغ کابینت ساز دیگری یا همان کابینت ساز قبلی نمی رود ولی کسی که امروز یک کیلو شیرینی خریداری می کند احتمال این که چند روز دیگر مجدد بخواهد شیرینی بخرد وجود دارد.

استراتژی تمرکز به مانند یک پارچه کت و شلواری است، برای دوخت یک دست کت و شلوار نیاز به یک خیاط است که ابعاد متقاضی را بگیرد و برای آن شخص لباس را بدوزد. برای شخص دوم نیز ابعاد خودش لازم است.

پس کپی برداری در خیاطی تقریبا جایگاهی ندارد، چون هیچ دو آدمی از لحاظ ابعاد فیزیکی به هم شباهت ندارند، (سری دوزی در خیاطی باعث می شود براساس ابعاد هر شخص حتما روی لباس خریداری شده اصلاحاتی انجام شود.) در کسب و کار هم همین گونه است.

چگونه یک کسب و کار کوچک می تواند متمرکز شود؟ پاسخ صحیح نیازمند دانستن اطلاعاتی در خصوص آن کسب و کار و رقباست.

در انتها تاکید می کنم، تمرکز، استراتژی حیاتی برای کسب و کارهای کوچک و مغازه هاست. تمرکز به کسب و کار کوچک کمک می کند تا توسط مشتریان احتمالی دیده شود و مشتری دلیل خریدش را از مغازه/ کسب و کار کوچک/صنف می داند.

   

بزرگ ترین مشکل صاحبان این نوع کسب و کارها اشتباه گرفتن میدان رقابت است، اکثر آنها فکر می کنند در بازار می برند یا می بازند در صورتی که میدان اصلی نبرد در ذهن مخاطب است. صاحب یک کسب و کار باید بتواند شرایط را به گونه ای مدیریت کند تا قبل از ورود مشتری به بازار، او در ذهن مشتری احتمالی اش برنده شود و رقبا را قبل از خرید از میدان به در کند.

این هفته به اهمیت کسب و کارهای کوچک و لزوم استفاده از متد تمرکز برای آنها پرداختم. از هفته دیگر سعی می کنم هر هفته یک صنف را مورد بررسی قرار دهم.

نویسنده بهروز لطفیان

forsatnet.ir

goo.gl/f7UBFM

 

تمرکز استراتژی حیاتی برای سازمان های کوچک و مغازه ها

به اشتراک گذاری

تگ ها کسب و کارکارافرینیصدور پروانه تبلیغاتدیجیتال مارکتینگنیازهای واقعی خریدارانرسانه،انتخاب رسانهفرهنگانجمن تبلیغاتتبلیغاتی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکاف باریک بین دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین

تاریخ انتشار : دوشنبه, 22 آذر 1395 16:47

تعداد بازدید کننده : 19

چاپ ارسال به دوستان

در عصر دیجیتال نمی توان نقش دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین را در توسعه و طول عمر برند نادیده گرفت. مسئله مهم نحوه به کارگیری از آنها و تاثیری است که هر کدام می تواند روی برندینگ شما داشته باشد. استفاده از اینترنت و رسانه های آنلاین بین عموم مردم در حال افزایش است و این موجب شده دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین به عنوان راهکاری مناسب برای پیشبرد اهداف بازاریابی، فروش و برندینگ شرکت ها لحاظ شود. برای بررسی بیشتر، بهتر است نگاهی به نقش اینترنت در هر کدام از این استراتژی ها داشته باشیم.

در عصر دیجیتال نمی توان نقش دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین را در توسعه و طول عمر برند نادیده گرفت. مسئله مهم نحوه به کارگیری از آنها و تاثیری است که هر کدام می تواند روی برندینگ شما داشته باشد.

استفاده از اینترنت و رسانه های آنلاین بین عموم مردم در حال افزایش است و این موجب شده دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین به عنوان راهکاری مناسب برای پیشبرد اهداف بازاریابی، فروش و برندینگ شرکت ها لحاظ شود. برای بررسی بیشتر، بهتر است نگاهی به نقش اینترنت در هر کدام از این استراتژی ها داشته باشیم.

۱. تفاوت دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین

دیجیتال مارکتینگ توسط استراتژی هایی مانند بهینه سازی سایت، ایمیل مارکتینگ، بازاریابی محتوا و دیگر متدهای آنلاین اجرا می شود. از سوی دیگر تبلیغات آنلاین عملیاتی است که در راستای استراتژی های دیجیتال مارکتینگ صورت می گیرد.

برای مثال می توان به بنرهای تبلیغاتی که توسط ایمیل های گروهی، شامل پروموشن ها یا معرفی محصولات جدید است، اشاره کرد. اینها تبلیغاتی هستند که شما در بسیاری از وب سایت ها شاهد آن هستید و نمی تواند به تنهایی و در کوتاه مدت بازگو کننده تصویر برندتان باشد.

معمولا مردم به صورت آگاهانه توجه زیادی به این دسته از تبلیغات ندارند، اما مزیت آنها در تاثیری است که در بلند مدت روی ضمیر ناخودآگاه مخاطبان گذاشته و پس از مدتی تصویر برند شما در حافظه آنها ثبت می شود.

تبلیغات بنری، نمایش عکس ها در نتایج جست وجو و وبلاگ ها دیگر روش های تبلیغات آنلاین است.

۲. هزینه دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین

به منظور بهره وری بیشتر و صرفه جویی در هزینه ها برای اجرای برنامه های دیجیتال مارکتینگ، بهتر است از رسانه ها و ابزار های درون سازمانی که در اختیار دارید استفاده کنید، در حالی که در برنامه های تبلیغات آنلاین توصیه می کنیم از رسانه های خارج از سازمان که مورد تایید مخاطبان است، استفاده کنید.

با توجه به اینکه قرار دادن بنر تبلیغاتی در برخی سایت ها می تواند هزینه زیادی برای شما به همراه داشته باشد، می توانید با مدیریت و استفاده از برخی روش های موجود مانند هزینه به ازای هر بازدیدکننده، به ازای هر کلیک، به ازای هر نمایش و برخی متد های دیگر هزینه های تان را مدیریت کرده و بازخورد بهتری از کمپین خود بگیرید.

همچنین در صورت داشتن یک استراتژی درست برای اجرای برنامه های تبلیغات آنلاین می توانید میزان اثربخشی استراتژی های دیجیتال مارکتینگ را بیشتر کنید که این امر در کاهش هزینه های زمانی و مالی مفید است.

۳. بازگشت سرمایه در بلند مدت و کوتاه مدت

زمانی که بنرهای تبلیغاتی در چند سایت مختلف مشاهده می شود، میزان تاثیر آن روی بازدیدکنندگان آن سایت ها افزایش یافته و می تواند موجب یک واکنش نسبت به آن تبلیغ توسط بازدیدکننده شود. این همان دلیلی است که اکثر شرکت ها و بازاریاب ها علاقه دارند بنرهای تبلیغاتی خود را در چندین سایت مختلف به نمایش گذارند.

هرچند امکان دارد هزینه ای که برای این بنرها پرداخت می شود، در کوتاه مدت موجب جذب مشتری برای شما نشود ولی با استفاده درست از برنامه های تبلیغات آنلاین که در راستای استراتژی های دیجیتال مارکتینگ صورت می گیرد، می تواند مزایای خوبی در طولانی مدت برای شما به همراه داشته باشد.

   

جذابیت در بنرهای تبلیغاتی اولویت بیشتری نسبت به محتوای درج شده در آن آگهی دارد، اما در دیجیتال مارکتینگ توجه به محتوا در اولویت است که بسیاری از شرکت ها سعی می کنند با تهیه محتوا و مطالب مناسب برای وبلاگ و سایت شان به نتیجه ای خوب دست یابند.

هرچند برنامه ها و استراتژی های دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین به یکدیگر نزدیک است و موفقیت در هر کدام می تواند اثربخشی دیگری را افزایش دهد، اما باید برنامه ای جداگانه برای هر کدام با توجه به اهداف شرکت در نظر گرفت.

نویسنده حامد نبی‌ زاده

forsatnet.ir

goo.gl/aThWtu

 

شکاف باریک بین دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین

به اشتراک گذاری

تگ ها برندبرندسازیکمپین تبلیغاتیکانون تبلیغاتنماینده انجمن صنفیانتخاب رسانهدیجیتال مارکتینگتبلیغات آنلاین

 

 

راهنمای برندسازی مکان

تاریخ انتشار : جمعه, 19 آذر 1395 23:28

تعداد بازدید کننده : 23

چاپ ارسال به دوستان

برندسازی مکان که خود شامل برندسازی شهری، برندسازی مقصد، منطقه ای، ملی و کشوری می باشد فرآیندی است که به متمایز و منحصر نمودن یک مکان نسبت به دیگری می پردازد. هر آنچه در این مکان ها واقع شود اعم از مراکز خرید، پارک ها، رستوران ها و می توانند همچون یک شهر هدف برنسازی مکان قرار گیرند. اگرچه اکثر مکان ها در تلاش هستند تا تمام نیاز ها و خواسته های مخاطبان خود را برطرف کنند اما اغلب در ساخت یک هویت رقابتی و ایجاد تمایز فعالیت چندانی انجام نمی دهند. معمولا به طور پیش فرض موقعیت تثبیت شده ای از یک مکان و تصویر آن در ذهن مخاطب وجود دارد. زمانی که صاحبان یک برند یا مکان نتوانند فعالیت سودمندی در ساخت تصویر مناسب در ذهن افراد ایجاد کنند آن موقعیت به طور ناخودآگاه توسط خود مشتریان، رقبا و یا حتی رسانه ها تعریف می شود. حال آنکه این تصویر می تواند منفی و ضعیف باشد. به عبارت دیگر یا صاحبان برند باید هویتی مناسب برای مکان خود ایجاد کنند و یا این هویت ناخواسته شکل می گیرد. بر این اساس برای آنکه بتوان این ف

برندسازی مکان که خود شامل برندسازی شهری، برندسازی مقصد، منطقه ای، ملی و کشوری می باشد فرآیندی است که به متمایز و منحصر نمودن یک مکان نسبت به دیگری می پردازد. هر آنچه در این مکان ها واقع شود اعم از مراکز خرید، پارک ها، رستوران ها و می توانند همچون یک شهر هدف برنسازی مکان قرار گیرند. اگرچه اکثر مکان ها در تلاش هستند تا تمام نیاز ها و خواسته های مخاطبان خود را برطرف کنند اما اغلب در ساخت یک هویت رقابتی و ایجاد تمایز فعالیت چندانی انجام نمی دهند.

معمولا به طور پیش فرض موقعیت تثبیت شده ای از یک مکان و تصویر آن در ذهن مخاطب وجود دارد. زمانی که صاحبان یک برند یا مکان نتوانند فعالیت سودمندی در ساخت تصویر مناسب در ذهن افراد ایجاد کنند آن موقعیت به طور ناخودآگاه توسط خود مشتریان، رقبا و یا حتی رسانه ها تعریف می شود. حال آنکه این تصویر می تواند منفی و ضعیف باشد. به عبارت دیگر یا صاحبان برند باید هویتی مناسب برای مکان خود ایجاد کنند و یا این هویت ناخواسته شکل می گیرد.

بر این اساس برای آنکه بتوان این فرآیند را به درستی مدیریت کرد باید همواره ۵ رویکرد اصلی را مورد توجه قرار داد:

فرآیند برندسازی مکان از این ۵ گام تشکیل شده است:

تعیین و فرموله کردن اهداف پروژه: تعیین چشم انداز، ماموریت، اهداف اصلی
تجزیه و تحلیل برند مکانی موجود: هویت ادراک شده، تصویر ادراک شده، تعیین تصویر آتی
طراحی ضروریات پروژه: هویت مکان، تعیین ارزش ها، تجربه سازی
پیاده سازی و اجرا: تعیین ساختارها، مشارکت و همکاری، ارتباطات
هدایت و رهبری: ایجاد آگاهی، مقایسه ی وضعیت قبلی با چشم اندازهای تعیین شده ، بررسی تصویر ایجاد شده
به طور کلی و بدون در نظر گرفتن الویت های انجام کار که می توانند اهداف گردشگری، سرمایه گذاری و باشند، هدف اصلی پروژه ی برندسازی مکان، ساخت یک تصویر بازاریابی کامل می باشد. در حقیقت هر مکان و موقعیتی علاوه بر شباهت ها دارای خصوصیات متمایز با دیگری می باشد. برای مثال اگرچه هدف اصلی از ایجاد تمام مراکز خرید یکسان می باشد اماارزش ها و چشم اندازهای هر یک با دیگری متفاوت است. به همین دلیل ایجاد جایگاه مناسب برای پاسخگویی به نیاز بازار هدف مورد نظر، لازم و ضروری است. لذا شروع پروژه ی برندسازی با تعیین ماموریت ها و اهدافی است که قرار است میان مکان های مشابه تمایز ایجاد کند. شاید هدف اصلی از ساخت یک سینما تنها به عنوان یک مرکز تفریحی نباشد بلکه اهداف بزرگتری مانند فرهنگ سازی مد نظر قرار گیرد.
مانند هر استراتژی دیگری بررسی وضعیت موجود برای آگاهی از وضعیت فعلی و شناخت فرصت ها، قوت ها، تهدیدها و ضعف ها و درنتجیه برنامه ریزی مناسب ضروری است. در همین راستا توجه به سه مولفه ی اصلی برای برندسازی مکان حائز اهمیت است: هویت فعلی مکان، تصویر ادراک شده در ذهن افراد و تصویر و چشم انداز مورد نظر پروژه. پس از انجام آزمایش ها، پرسش نامه ها، مصاحبه ها و می توانجایگاه فعلی را به خوبی مورد بررسی قرار داد و جایگاه مورد نظر را با برنامه ریزی های بهتری تحقق بخشید.
با توجه به نتایج حاصل از مرحله ۲ طراحی برند مکان منجر به طراحی هویت می شود که شامل تعیین نام، ارزش ها، تمایزات، ابعاد بصری و است.متاسفانه پروژه های برندسازی مکان اغلب به طراحی ابعاد تصویری مانند لوگو ختم می شود و هیچ برنامه ریزی دیگری صورت نمی پذیرد. مکان مورد نظر باید بتواند ارتباط مناسبی میان هویت خود و نیازهای مخاطبان از نظر ارزش ها ایجاد کند و به جایگاه تعیین شده برسد.
برای آنکه بتوان برند مکانی مناسبی را ایجاد کرد، مولفه های گوناگونی در این مرحله مورد توجه است. برای مثال در پروژه ی برندسازی مراکزتجاری توجه به طراحی مراسم افتتاحیه، ابعاد بصری مانند موقعیت ساختمان، قوانین و مقررات حائز اهمیت است. یکی از مهم ترین مباحث در این بخش طراحی تجربه سفر مشتری است که شامل تدوین تجربه ی مناسب از لحظه ی ورود به یک مکان تا زمان خروج آن می باشد. طراحی ارتباطات مناسب به جز تبلیغات، کلید اصلی در پیاده سازی این پروژه است که شامل ارتباطات با مشتری، حضوری یا تلفنی، می باشد.
برای ارزیابی میزان موفقیت، ابزارهای انداره گیری متفاوتی در مقاطع زمانی گوناگون لازم است. برای تعیین میزان موفقیت باید بتوان مقایسه ی درستی از آنچه وجود داشته و چشم اندازها، به عمل آورد و میزان فاصله ی میان آنها را( در صورت وجود) مورد بررسی قرار داد تا بتوان به میزان موفقیت های بدست آمده پی برد. ما معتقدیم که ساخت یک برند تنها با رضایت و وفاداری مشتریان حاصل می شود.
توسط : پژمان پاکدامن

brandabout.ir

goo.gl/a5R5Xp

راهنمای برندسازی مکان

به اشتراک گذاری

تگ ها برندبرندسازیداستان برندآموزش برندانجمن صنفینماینده انجمن صنفیانجمن صنفی تبلیغات

 

 

روشهای روابط عمومی نوین

تاریخ انتشار : جمعه, 19 آذر 1395 23:20

تعداد بازدید کننده : 13

چاپ ارسال به دوستان

با نزدیک شدن به نیمه دوم سال، زمان بودجه بندی برای سال آینده نیز فرامی رسد و بهتر است بودجه ای برای رویکردهای جدید در بخش روابط عمومی خود در نظر بگیرید. روابط عمومی بیرونی ترین وجه سازمان شماست و بیشترین ارتباط را با رسانه های مختلف دارد. با توجه به اینکه محتوا و تلاش های بازاریابی بر موفقیت شرکت اثرگذار است، بنابراین رویکردهای روابط عمومی باید همیشه به روز باشد. برای آماده کردن خود و تیم تان برای اتخاذ رویکردهای جدید PR در ماه های آتی، خوب است نگاهی به مواردی بیندازید که در سال های آینده دنیا را تسخیر خواهد کرد.

با نزدیک شدن به نیمه دوم سال، زمان بودجه بندی برای سال آینده نیز فرامی رسد و بهتر است بودجه ای برای رویکردهای جدید در بخش روابط عمومی خود در نظر بگیرید. روابط عمومی بیرونی ترین وجه سازمان شماست و بیشترین ارتباط را با رسانه های مختلف دارد.

با توجه به اینکه محتوا و تلاش های بازاریابی بر موفقیت شرکت اثرگذار است، بنابراین رویکردهای روابط عمومی باید همیشه به روز باشد. برای آماده کردن خود و تیم تان برای اتخاذ رویکردهای جدید PR در ماه های آتی، خوب است نگاهی به مواردی بیندازید که در سال های آینده دنیا را تسخیر خواهد کرد.

هماهنگی نوع بودجه و رسانه

تلاش های روابط عمومی اهمیت رو به رشدی برای تیم مدیریت و بازاریابی شما دارد، چراکه بخش بازاریابی می تواند با صرف هزینه در رسانه ها منافع را به خود بازگرداند. تنها کافی است که با رسانه هایی ارتباط برقرار کنید که بدانید به وسیله آنها بهتر می توانید خود را به مخاطب معرفی و ارائه کنید.

اگر شما قبل از هر چیز بر رسانه ها تمرکز کنید، تیم شما فرصت سنجش و شناسایی آنچه را باید در این خصوص انجام دهد، دارد. در نهایت شما باید لیستی برای کمک به ارتقای محتوای تان تهیه کنید. هرچه محتوای بهتری تولید کنید، روابط عمومی را یک قدم به جلو حرکت داده اید. با انتخاب رسانه درست و تعیین بودجه درخور آن شانس موفقیت خود را افزایش دهید.

توانمندی در سنجش PR

توانایی سنجش موثر روابط عمومی یکی از بزرگ ترین فرصت ها برای صنعت است که به لطف تکنولوژی در صنعت ممکن است. نرخ بازگشت سرمایه ناشی از فعالیت های روابط عمومی امروزه نسبت به گذشته افزایش یافته است و مدیرانی که اهمیت روابط عمومی را نادیده می گیرند باید نسبت به این امر مهم توجه بیشتری داشته باشند و از رویکردهای جدید آن استقبال کنند.

روابط عمومی به عنوان اصلی ترین حلقه ارتباط بین مدیران و کارکنان، مسئولیت خطیری در فرآیند دسترسی مدیران و افکار جمعی کارکنان دارند. بدون شک روابط عمومی به عنوان یک فن و هنر نقش بسزایی در برقراری و تسهیل ارتباط دوسویه بین مدیران سازمان و کارکنان دارد، به طوری که امروزه کمتر سازمانی را می توان یافت که خود را بی نیاز از روابط عمومی بداند و در عین حال موفقیت های چشمگیری را در زمینه های موردنظر و تحقق اهداف از پیش تعیین شده به دست آورده باشد.

گام برداشتن به سمت ایده های نو

نوآوری یکی از عناصر مورد توجه روابط عمومی در سال های آینده خواهد بود. سازمان هایی که خلاقیت و نوآوری یکی از فاکتورهای مهم و درخور توجه در کارشان محسوب می شود، هیچ گاه به گذشته رضایت نداده و همواره با بهره گیری از ساز و کارهای خلاقانه، تغییر در نگرش و رفتار را سرلوحه امور خویش می دانند.

آنان به ایده های نو احترام می گذارند و با رغبت و حساسیت آنها را دنبال می کنند. یکی از واحدهای هر سازمان پویا، روابط عمومی آن سازمان است و اگر این واحد، برخوردار از پویایی و خلاقیت باشد می تواند تحرک و نشاط را به تمامی سازمان منتقل سازد. اصولا نوآوری در کارها و برنامه های روابط عمومی فعال یکی از مولفه های اصلی به شمار می رود. با جهانی که هر لحظه در حال تغییر است روابط عمومی ها ناچارند به سمت ایده های نو گام بردارند.

نزدیک شدن روابط عمومی و SEO

رویکردهای روابط عمومی و SEO می توانند در دو بخش جدا در شرکت شما اجرا شوند، اما موازی و در کنار یکدیگر کار کنند. برای مثال SEO می تواند در تلاش های تیم بازاریابی دیجیتال شما و روابط عمومی، قسمت اصلی بخش ارتباطات را تشکیل دهد. به طور کلی دو عملکرد کلیدی بخش روابط عمومی، انتشار خبر با محتوای مناسب از سازمان و اطمینان از انتشار آن در رسانه مرتبط است.

بنابراین نیاز است که تیم SEO و روابط عمومی شما اهداف یکدیگر را درک کرده و بتوانند هم راستا با هم در کارشان حرکت کنند، به گونه ای که محتوای به دست آمده از شرکت کیفیت بالایی داشته و به منظور سرچ های اینترنتی بهینه شده باشد.

این بهینه سازی به این معنی نیست که محتوا را با واژگان کلیدی و لینک ها پر کنید. این کار در دنیای فعلی فقط حوصله مخاطب را سر می برد و به آن توجه نخواهد کرد، بنابراین باید ارتباطی مناسب میان این دو حوزه برقرار و دستورالعمل ها را به دقت پیگیری کرد.

نویسنده: بهار سلیمانی

brandabout.ir

goo.gl/gJgJev

روشهای روابط عمومی نوین

به اشتراک گذاری

تگ ها هماهنگی نوع بودجه و رسانهتوانمندی در سنجش PRروابط عمومی و SEOروحیه، پایداری،فرهنگ شرکتکارافرینیکسب و کارآموزش برنداستراتژی بازاریابینماینده انجمن صنفیدفتر تبلیغاتفرهنگ و ارشادکانون تبلیغاتکمپین تبلیغاتی

 

 

 

 

 

 

 

 

فرهنگ شرکت: چرا ارزش های اصلی مهم هستند

تاریخ انتشار : جمعه, 19 آذر 1395 23:12

تعداد بازدید کننده : 11

چاپ ارسال به دوستان

ارزش های اصلی شرکت شما مانند جهت شمال واقعی قطب نمای برندتان است. مهم نیست که شرکت شما به کدام سو می رود، ارزش های اصلی شما ثابت و پایدار باقی می ماند. این ارزش ها بیان نمی کند شرکت شما امیدوار است به چه چیزهایی برسد و یا چگونه به آنها می رسد. یا حتی چرا امیدوار به انجام آنهاست. ارزش های اصلی در مسیر وعده های برند شما قرار می گیرد. این ارزش ها اصولی را مشخص می کنند که شخصیت برند شما و اعمال آن را تعریف می کنند. ارزش های اصلی شما به ماهیت برند شما برمی گردد. پس جای تعجب ندارد که فرهنگ شرکت شما در درجه اول با ارزش های اصلی شما آغاز می شود. اگر فرهنگ

ارزش های اصلی شرکت شما مانند جهت شمال واقعی قطب نمای برندتان است. مهم نیست که شرکت شما به کدام سو می رود، ارزش های اصلی شما ثابت و پایدار باقی می ماند. این ارزش ها بیان نمی کند شرکت شما امیدوار است به چه چیزهایی برسد و یا چگونه به آنها می رسد. یا حتی چرا امیدوار به انجام آنهاست. ارزش های اصلی در مسیر وعده های برند شما قرار می گیرد. این ارزش ها اصولی را مشخص می کنند که شخصیت برند شما و اعمال آن را تعریف می کنند. ارزش های اصلی شما به ماهیت برند شما برمی گردد.

پس جای تعجب ندارد که فرهنگ شرکت شما در درجه اول با ارزش های اصلی شما آغاز می شود. اگر فرهنگ خانه ای باشد که در آن شرکت شما به مشکلات و موفقیت های کسب و کارتان می پردازد، ارزش های اصلی شما فوندانسیون این خانه است. بهتر است مطمئن شوید که این ارزش ها صحیح هستند.

ارزش های اصلی تنها لیستی از کلمات یا عباراتی نیست که شما از کلاه خود بیرون آورده و بر روی دیوار دفتر خود بزنید. بلکه باید حاصل درون نگری، مشورت و در نهایت، توافق مدیریت شرکت شما باشد. هر چه زمان و مواظبت بیشتری به ارزش های اصلی خود اختصاص دهید، فرهنگ شرکت شما منسجم تر و الهام بخش تر خواهد بود. تحقیقات بارها و بارها نشان داده است که شرکت های موفق فرهنگ قوی دارند.

.در این مقاله ۴ روش زیر به خوبی ارزش های اصلی تشکیل دهنده فرهنگ شرکت شما را بیان کرده و آن را تقویت می کنند:

۱. افراد با استعداد و درست را استخدام کنید

کارکنان شرکت فرهنگ آن را می سازند. اما پیدا کردن کارکنان درست، کار آسانی نیست. شما می توانید متخصص ترین تیم در صنعت خود را گردهم آورید، اما اگر ارزش های فردی آنها با ارزش شرکت شما هماهنگ نباشد، با مشکل مواجه می شوید. کافیست از فرانشیزهای بزرگ ورزشی بپرسید که به اشتباه فکر می کردند با پول می توانند کار گروهی را نیز بخرند. مجموعه هدفمند و شفاف از ارزش های اصلی، یکی از ابزارهای مفید در بررسی توانایی افراد در آینده است. هنگامی که شما اعضای تیم خود را هماهنگ با ارزش های اصلی تان انتخاب می کنید، فرهنگ شرکت شما می تواند شکوفا شود. و زمانی که فرهنگ شرکت شکوفا شود، کسب و کار اوج می گیرد.

۲. مشکلات را با همه مطرح کنید، موفقیت ها را جشن بگیرید

هنگامی که شما مجموعه بدون ابهامی از ارزش های اصلی داشته باشید، سهامداران شرکت یک انگیزه همیشگی برای مواجهه با مشکلات روزانه کسب و کار خواهند داشت. تیم شما به هنگام مواجهه با موانع دشوار می داند که تنها بخاطر سود، این ارزش ها را به خطر نمی اندازد. آنها این کار را انجام می دهند چون بخشی جدایی ناپذیر از مجموعه بزرگتری هستند، یعنی کار تیمی با الهام از ارزش های یکسانی که شخصیت خود آنها را تعریف می کند. البته چالش های مشترک، منجر به موفقیت های مشترک می شود. و تنها چیزی که شیرین تر از موفقیت است، موفقیت مشترک تیم بواسطه ارزش های اصلی شرکت است.

۳. روحیه، پایداری و بهره وری را افزایش دهید

زمانی یک برند مجموعه ای از ارزش های هدفمند داشته باشد، اتفاق قابل توجهی می افتد. کارمندان در واقع از آمدن به سر کار لذت می برند. شرکت ها در هر سال میلیون ها دلار صرف می کنند تا تضعیف روحیه کارکنان را جبران کنند. اما تمام مزیت ها و مشوق های دنیا نمی تواند روحیه یک تیم خسته را ترمیم کند اگر آنها هماهنگ با ارزش های اصلی شرکت نباشند. ارزش ها سبب دلگرمی کارکنان شده و سبب دادن انگیزه در هر دو سطح فردی و جمعی می شود. فرهنگ شرکتی که دارای ارزش های مشترک باشد، موفق و دائمی خواهد بود. این فرهنگ است که سبب تردید کارکنان برای ترک شرکت می شود. چند چیز در کسب و کار پر هزینه تر از جابجایی زیاد کارکنان هم از نظر روحیه و هم از نظر مالی است. افزایش پایداری که ناشی از فرهنگ قوی سازمانی است، به معنای انسجام پایدار سازمانی می باشد. و یک تیم منسجم بهره وری خوبی دارد.

تحقیقات به خوبی نشان می دهد شرکت های با عملکرد عالی در بازار تمایل به فرهنگ عالی دارند. بنا به گفته استاد بازنشسته مدرسه بازرگانی هاروارد، جیمز ال هسکت، فرهنگ موثر می تواند موجب ۲۰-۳۰ درصد تفاوت بین عملکرد شرکت های موفق و رقبای آنها با فرهنگ عادی” شود. مدیر عامل شرکت زاپو، تونی هسیه فرهنگ شرکت خود را اولویت اول خود قرار دا و یک برند چند میلیارد دلاری ایجاد نمود. هسیه می گوید:” باور ما این است که اگر شما فرهنگ شرکتی درستی داشته باشید، بسیاری از چیزهای دیگر، مانند ارائه خدمات عالی به مشتریان یا ایجاد یک برند یا کسب و کار بلند مدت، در نتیجه آن خواهد آمد.” زاپو ارزش های اصلی خود را در ذهن کارمندان خود قرار داده است. این ارزش ها به عنوان پایه و اساس فرهنگ هستند که در موفقیت های مالی زاپو موثر بوده است.

نتیجه

فرهنگ شرکت یکی از آن چیزهایی است که پرداختن به آن سخت و ایجاد آن سخت تر است. فرهنگ شرکت چیزی فراتر از سخنرانی مدیر، مزیت های سلامتی، و میز پینگ پنگ در اتاق استراحت است. روح هدف تیمی و الهام است که منجر به برخی بازدهی بسیار ملموس می شود. اما یک نکته در مورد فرهنگ شرکت مسلم است: فرهنگ شرکت با ارزش های اصلی آغاز می شود. با سرمایه گذاری روی زمان و انرژی برای توسعه مجموعه ای از اصول هدفمند که هر کس در شرکت شما با آن هماهنگ باشد، شما پایه و اساس فرهنگی را می سازید که سودآوری کسب و کار شما را تضمین می کند.

brandabout.ir

goo.gl/m0R97U

فرهنگ شرکت: چرا ارزش های اصلی مهم هستند

به اشتراک گذاری

تگ ها روحیه، پایداری،فرهنگ شرکتکارافرینیبازاریاب بازارسازاستراتژی بازاریابینگاه کلان بازاریابیکانون تبلیغاتدرس های بازاریابیوزارت فرهنگ و ارشاد اسلامیانجمن صنفی تبلیغاتانجمن صنفی

 

 

 

 

 

 

 

 

ورود اعضا

Top of Form

ذخیره ورود

Bottom of Form

Top of Form

رمز خود را فراموش کرده اید؟

Bottom of Form

10 قانون در بازاریابی شبکه های اجتماعی

تاریخ انتشار : پنج شنبه, 11 آذر 1395 10:46

تعداد بازدید کننده : 37

چاپ ارسال به دوستان

استفاده از ظرفیت ها و قدرت تولید محتوا در شبکه های اجتماعی می تواند به شکل خارق العاده ای بر تعداد مخاطبان و مشتریان شما در شبکه های اجتماعی بیفزاید. با این حال و به رغم جذاب بودن این روش، استفاده از شیوه های موجود در فرآیند بازاریابی شبکه های اجتماعی می تواند چالش هایی را پیش روی شما قرار دهد. فراموش نکنید درک مبانی اساسی و مهم بازاریابی شبکه های اجتماعی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. به منظور افزایش حداکثری کیفیت حضور خود در فضای آنلاین، پیروی از 10 قانونی که در ادامه به آنها می پردازیم، لازم و ضروری بوده و به شما کمک می کند با تاسیس یک شرکت تجاری و برند معتبر، انتظارات و نیازهای مشتریان تان را برآورده سازید.

استفاده از ظرفیت ها و قدرت تولید محتوا در شبکه های اجتماعی می تواند به شکل خارق العاده ای بر تعداد مخاطبان و مشتریان شما در شبکه های اجتماعی بیفزاید. با این حال و به رغم جذاب بودن این روش، استفاده از شیوه های موجود در فرآیند بازاریابی شبکه های اجتماعی می تواند چالش هایی را پیش روی شما قرار دهد.

فراموش نکنید درک مبانی اساسی و مهم بازاریابی شبکه های اجتماعی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. به منظور افزایش حداکثری کیفیت حضور خود در فضای آنلاین، پیروی از 10 قانونی که در ادامه به آنها می پردازیم، لازم و ضروری بوده و به شما کمک می کند با تاسیس یک شرکت تجاری و برند معتبر، انتظارات و نیازهای مشتریان تان را برآورده سازید.

   

1- شنیدن سخن دیگران

موفقیت در حوزه بازاریابی شبکه های اجتماعی و تولید محتوا بیشتر نیازمند شنیدن سخنان دیگران است نه سخن گفتن مداوم. بنابراین محتوای تولید شده توسط مخاطبان تان در فضای آنلاین را مطالعه کرده و با آنها به بحث و گفت وگو بپردازید تا متوجه شوید به چه موضوعاتی علاقه مند هستند. تنها در این صورت است که می توانید با تولید محتوای مناسب و ارزشمند، زمینه را برای بحث و گفت وگوی مشتریان تان فراهم کرده و بر اطلاعات شان بیفزایید.

2- تمرکز

بهتر است در یک زمینه متخصص باشید تا اینکه در تمامی موضوعات صاحبنظر و کارشناس شوید. استفاده از یک استراتژی ارزشمند و متمرکز در زمینه بازاریابی شبکه های اجتماعی از طریق تولید و به اشتراک گذاری محتوای ارزشمند موجب قدرتمند شدن و افزایش احتمال موفقیت برند شما خواهد شد تا اتخاذ یک استراتژی وسیع و گسترده که سعی می کند راجع به همه چیز اطلاعات داشته و آن را در اختیار مخاطبان خود قرار دهد.

3- اهمیت کیفیت

کیفیت همواره مهم تر از کمیت است. وجود هزار دنبال کننده در شبکه های اجتماعی که مطالب منتشر شده از سوی شما را خوانده و آن را با دوستان و آشنایان خود به اشتراک می گذارند بسیار بهتر از آن است که 10 هزار دنبال کننده داشته باشید که به محض ورود به حساب کاربری شما و مطالعه محتوای تولید شده به سرعت ناپدید شده و هرگز مطالب و محتوای های تولید شده از سوی شما را با دیگران به اشتراک نگذارند.

4- صبر و اثرات مثبت آن

موفقیت در حوزه بازاریابی شبکه های اجتماعی از طریق تولید محتوای ارزشمند برای مخاطبان یک شبه اتفاق نمی افتد. بنابراین به منظور جلب نظر مخاطبان و ارائه مطالب مورد نیاز آنها باید مطالعات گسترده ای در رابطه با موضوعات روز و همچنین مرتبط با حوزه فعالیت تان صورت دهید تا بر میزان کیفیت محتوایی که تولید می کنید، افزوده شود. به این منظور بهتر است تا رسیدن به موفقیت و اهداف از پیش تعیین شده خود در شبکه های اجتماعی سخت کار کنید و همچنین صبور باشید.

 

5- کار ترکیبی

چنانچه شما تمام انرژی خود را برای تولید مطالب باکیفیت و ارزشمند صرف کنید، مخاطبان شما ضمن مطالعه و استفاده از این مطالب، آن را با سایر مخاطبان خود در شبکه های اجتماعی دیگر نظیر فیس بوک، توییتر، اینستاگرام و… به اشتراک می گذارند که این موضوع در نهایت می تواند منجر به افزایش چشمگیر تعداد مخاطبان شما شود.

اشتراک گذاری مطالب تولید شده توسط شما در شبکه های اجتماعی و بحث و تبادل نظر کاربران در مورد آن سبب می شود رتبه این مطالب در موتورهای جست وجوی اینترنتی نظیر گوگل به میزان قابل توجهی افزایش یافته و با تایپ کلمه های کلیدی می توان به سادگی به محتوای تولید شده توسط شما دست یافت.

این افزایش رتبه در موتورهای جست وجو و تکرار کلمات کلیدی به کار رفته در آن در نهایت منجر به افزایش مراجعه کاربران به حساب کاربری تان در شبکه های اجتماعی خواهد شد.

6- تاثیرگذاری بر دیگران

استفاده از افراد تاثیرگذار در شبکه های اجتماعی که دنبال کنندگان زیادی داشته و به محصولات و خدمات شما علاقه مندند، می تواند منجر به افزایش قابل توجه تعداد مخاطبان تان شده و در بلند مدت منجر به افزایش چشمگیر مشتریان شما خواهد شد. بنابراین در نخستین فرصت با این افراد ارتباط برقرار و همکاری خود را آغاز کنید.

چنانچه مطالب تولید شده توسط شما جذاب و ارزشمند باشد، در آن صورت شاهد خواهید بود که این افراد تاثیرگذار مطالب و اطلاعات ارائه شده توسط شما را با مخاطبان خود به اشتراک می گذارند.

7- اهمیت ارزش های کسب و کار

چنانچه شما زمان زیادی را صرف حضور در شبکه های اجتماعی و تبلیغ محصولات و خدمات تان کنید به مرور دنبال کنندگان خود را از دست خواهید داد، چرا که آنها دیگر حاضر به شنیدن و دیدن تبلیغات تکراری و متعدد شما نیستند، بنابراین بهترین راه برای جلوگیری از بروز چنین اتفاقی آن است که از میزان تبلیغات خود کاسته و موضوعات ارزشمندی را برای گفت وگو با مشتریان و مخاطبان خود انتخاب کنید.

مشارکت کاربران مشهور و تاثیرگذار در گفت وگوهای شما و مخاطبان تان می تواند گفت وگوی شما را ارزشمندتر کرده و افراد بیشتری را به شرکت در بحث تشویق کند.

8- حفظ ارتباط با افراد

زمانی که افراد به صورت شخصی به شما مراجعه می کنند معمولا به آنها توجه کرده و با آنها گفت وگو می کنید، بهتر است هنگامی که این اتفاق به صورت آنلاین رخ می دهد نیز همین رویه را داشته و افراد را از خود نرانید.ایجاد ارتباطات آنلاین یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در فرآیند بازاریابی شبکه های اجتماعی است، بنابراین هرگز از اهمیت ارتباط با افراد در فضای آنلاین غافل نشده و چنانچه کاربران شبکه های اجتماعی به شما مراجعه کردند با گشاده رویی با آنان صحبت کرده و سوالات شان را بدون پاسخ نگذارید.

9- در دسترس بودن

بعد از انتشار مطالب خود در شبکه های اجتماعی ناگهان ناپدید نشوید و همواره در دسترس کاربران و مخاطبان خود باشید. معنای این جمله آن است که شما باید به صورت مداوم به تولید محتوا پرداخته و آن را با مشتریان و مخاطبان خود به اشتراک بگذارید و در گفت وگوها به صورت فعال و سازنده مشارکت داشته باشید.

   

مخاطبان و دنبال کنندگان آنلاین شما در صورتی که متوجه غیبت طولانی مدت شما شوند در جایگزین کردن شما با سایر برندها تردید نخواهند کرد. بنابراین در چنین شرایطی حضور فعال و در دسترس بودن از جمله نکات مهمی است که می تواند منجر به موفقیت شما در زمینه بازاریابی در شبکه های اجتماعی شود.

10- عمل متقابل

شما نمی توانید از دیگران انتظار داشته باشید که مطالب شما را به اشتراک گذاشته و در ارتباط با آن به بحث و تبادل نظر بپردازند، در حالی که شما متقابلا محتوای تولید شده توسط آنها را به اشتراک نمی گذارید. این به معنای آن است که شما باید بخشی از زمانی را که در شبکه های اجتماعی مشغول فعالیت هستید، به انتشار و اظهارنظر درباره مطالب و محتوای تولید شده توسط دیگران بپردازید.

مترجم معراج آگاهی

forsatnet.ir

goo.gl/u34drp

goo.gl/n8ZiBm

“ 10 قانون در بازاریابی شبکه های اجتماعی

به اشتراک گذاری

تگ ها انجمن تبلیغاتتبلیغاتنیازهای واقعی خریدارانفروشخریدارکانون تبلیغاتکمپین تبلیغاتیبرندسازیبازاریابی و تبلیغاتنماینده انجمن صنفیدفتر تبلیغاتممنوعیت تبلیغاتوزارت فرهنگ و ارشاد اسلامیشبکه های اجتماعیکارشناسان تبلیغات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برندسازی یا بازاریابی؟

تاریخ انتشار : یکشنبه, 7 آذر 1395 10:10

تعداد بازدید کننده : 24

چاپ ارسال به دوستان

آیا تا به حال به تفاوت بین برندسازی وبازاریابی فکر کرده اید؟ بدون شک این دو باهم مرتبط می باشند اما تفاوت های ظریفی بین آنها وجود دارد. اگر در حوزه کسب وکار مشغول فعالیت هستید، لازم است بصورت کامل و با جژئیات کامل این دو را درک کنید، در اینصورت قادر خواهید بود بطور کارا از هردو استفاده نمایید. در ادامه بررسی دقیق تری از تفاوت میان بازاریابی و برندسازی ارائه می دهیم.

آیا تا به حال به تفاوت بین برندسازی وبازاریابی فکر کرده اید؟ بدون شک این دو باهم مرتبط می باشند اما تفاوت های ظریفی بین آنها وجود دارد. اگر در حوزه کسب وکار مشغول فعالیت هستید، لازم است بصورت کامل و با جژئیات کامل این دو را درک کنید، در اینصورت قادر خواهید بود بطور کارا از هردو استفاده نمایید. در ادامه بررسی دقیق تری از تفاوت میان بازاریابی و برندسازی ارائه می دهیم.

برندسازی چیست
با پاسخ به لیست سوالات زیر ، مفهوم برندسازی را درک خواهید کرد.

ارزش های و اصول محوری شما چیست؟
بیانیه ماموریت شما چیست؟
چه چیزی باعث شده تا کسب وکاری راه اندازی کنید؟
قصد داری به مخاطب هدف خود چه محصول یا خدماتی ارائه دهید؟
چه چیزی شما را نسبت به بقیه منحصربفرد می سازد؟
فرهنگ درونی شرکت شما چیست؟
ویژگی های ارتباطاتی شما چیست؟
وقتی فردی درمورد شرکت شما بشنود، دوست دارید در مورد شرکت شما چطور فکر کند؟
دوست دارید وقتی مردم در مورد شرکت شما فکر می کنند، چه احساسی داشته باشند؟
دوست دارید مشتریان شمارا به عنوان یک سرکت چگونه توصیف کنند؟
برند سازی یعنی اینکه شما چه کسی هستید و چگونه می خواهید خود را به محیط بازار معرفی کنید. بازاریابی یعنی ارزش ها وچیزهایی که شما حمایت می کنید، چگونه مشتریان و مشتریان بالقوه شما را درک می کنند. برندسازی شامل چیزهایی نظیر لوگو، وب سایت و لیست قیمت ها، ارزش ها، پیامتان می شود.

برندسازی

برندسازی تاکتیک کشیدن(pull) است.

برندسازی استراتژیک است- چشم انداز، استراتژی، اجرا، تکامل

برندسازی کمک به وفادارسازی مشتریان می کند.

برندسازی از راه ساده سازی محقق می شود.

برندسازی اعتماد نسبت به سازمان را افزایش وتقویت می کند.

برند سازی با تاثیر گذاری بر ذهن، تصمیمات خرید را تحت تاثیر قرار می دهد.

بازاریابی چست؟

بازاریابی ابزاری است که شما از آن برای ارائه پیام برندتان استفاده می کنید. بازاریابی بطور پیوسته در طول زمان تغییر و به بازار عرضه می شود، درست مثل محصولات و خدماتی که شما ارائه می دهید. بازاریابی بطور مستقیم و ویژه ای بخش های مخاطب هدفتان را نشان می رود، که همه این موارد از ارزش های محوری برندتان پشتبانی و حمایت می کنند.

بازاریابی تاکتیک حول دادن(push) است.

بازاریابی تاکتیکی است- سنتی، دیجیتال و نامتعارف

بازاریابی مشتریان را کشت می کند.

بازاریابی ارتباطات تک به تک است، و مهم نیست به چه شکل باشد.

بازاریابی محصولات و خدمات یک برند را در بازار ترویج می کند.

بازاریابی می تواند بر تصمیمات انی مشتریان برای خرید تاثیر بگذارد.

   

بازاریابی وسیع و گسترده است و می تواند وجهه ای صمیمی، خنده دار ویا جدی ، همچنین می تواند ترکیبی از متون، کلمات کلیدی، تصاویر، چارت ها، نمودارها و وییدوئوها باشد. بازاریابی با روش های مختلف چه بصورت آنلاین یا آفلاین اجرایی می شود که رایج ترین این روش ها در زیر لیست شده است:

Seo(بهینه سازی موتور جستجو)
بازاریابی محتوا
بازاریابی رسانه اجتماعی
بازاریابی به ازای کلیک
بازاریابی موبایل
تلویزیون
رادیو
کمپین های کاغذی(چاپی)
درهرحال، روش های آفلاین و آنلاین زیادی در بازاریابی وجود دارد که می توانید در کمپین های بازاریابی خود از آن استفاده کنید. شما درحالیکه ممکن است از شیوه های متعدد بازاریابی استفاده کنید، و هر ساله ممکن است تغییرات چشمگیری این شیوه ها داشته باشد و شیوه های جدید تری نمو پیدا کند، اما برند شما همیشه ثابت باقی خواهد ماند.

ابتدا بازاریابی است یا برندسازی؟

آنها را بطه مستقیمی با یکدیگر دارند

برندسازی مرکز یا هسته استراتژی بازاریابی است، لذا برندسازی اول می آید، حتی اگر در مرحله استارت آپ باشید، لازم است قبل از اینکه شیوه ها، ابزارها، استراتژی ها و تاکتیک های ویژه بازاریابی خود را طراحی و بکار گیرید، ابتدا بازم است مشخص کنید که شما به عنوان یک برند چه کسی هستید(هویت خود را مشخص کنید)

برند شما چیزی است که باعث برگشت مشتریان به سمت شما می شود، مبنا وفادارسازی مصرف کنندگان خواهد بود.

با ظهور شیوه های بازاریابی و پاسخ به روندهای فرهنگی وصنعتی موجود، برندسازی تغییر نمی کند و ثابت باقی می ماند. اگر برندتان را دچار تغییر وتحول کنید در واقع معمولا به رشد یا توسعه خدمات واکنش نشان می دهید. در واقع شما به ندرت اصول اصلی، ماموریت یا ارزش هایتان را تغییر می دهید.

تفاوت اصلی بین برندسازی و بازاریابی این است که بازاریابی ارزش های مورد نظر را ترویج می دهد در حالیکه برندسازی آنها را تقویت می کند

بدون برندسازی شما ممکن است موفق شوید، اما با برندسازی موفقیت شما تقریبا بمراتب تضمین می شود. همه ساختارهای برند نقطه آغاز و مبنای قوی دارند و درک تفاوت بین بازاریابی و برندسازی به شما امکان می دهد تا مبنای یا بنیاد برندسازی خودتان را ایجاد کنید درحالیکه بازاریابی، تعمیم وتوسعه از طریق بازاریابی را در بر می گیرد.

brandabout.ir

goo.gl/5l5Kcm

برندسازی یا بازاریابی؟

به اشتراک گذاری

تگ ها برندسازیبرندنیازهای واقعی خریداراننگاه کلان بازاریابیفروشخریدارکانون تبلیغاتکمپین تبلیغاتیانتخاب رسانهبازاریابیدرس های بازاریابیبازاریابی و تبلیغاتداستان برندنماینده انجمن صنفیدفتر تبلیغاتفرهنگ و ارشاد

 

 

 

 

 

 

 

 

وعده برند: قدرت عمل به قول

تاریخ انتشار : یکشنبه, 7 آذر 1395 10:05

تعداد بازدید کننده : 33

چاپ ارسال به دوستان

زمانی که شما به ولوو فکر می کنید چه چیزی به ذهن تان می آید؟ اگر از اکثر مردم این سؤال را بپرسید، پاسخ می دهند ایمنی” به ذهن شان می آید. ایمنی ارزشی است که برند Volvo چندین دهه روی آن تمرکز کرده است و واقعا برای آنها مناسب است. برندهای کمی هستند که آنها را با چنین ارزش ژرفی بشناسند. اما نکته دیگری در مورد رابطه ولوو با ایمنی وجود دارد که آن را به اصل ضروری برای این برند تبدیل کرده است.

زمانی که شما به ولوو فکر می کنید چه چیزی به ذهن تان می آید؟ اگر از اکثر مردم این سؤال را بپرسید، پاسخ می دهند “ایمنی” به ذهن شان می آید. ایمنی ارزشی است که برند Volvo چندین دهه روی آن تمرکز کرده است و واقعا برای آنها مناسب است. برندهای کمی هستند که آنها را با چنین ارزش ژرفی بشناسند. اما نکته دیگری در مورد رابطه ولوو با ایمنی وجود دارد که آن را به اصل ضروری برای این برند تبدیل کرده است.

وعده برند چیزی بیش از یک شعار است

ایمنی به خوبی برای ولوو جواب داده است. چون وعده برند است که چیزی بیش از یک شعار می باشد. ایمنی وعده برند ولوو به مشتریان خود است، وعده ای که مشتریان آن می دانند ولوو به آن وفادار است. به ویژه، ولوو متعهد شده است که با اتومبیل های آنها نسبت به اتومبیل های دیگر، موقع بروز یک تصادف شانس بیشتری برای زنده ماندن دارید. و بارها و بارها این وعده آنها درست از آب درآمده است. حتی با پیشرفت مهندسی و فن آوری که سبب ارتقاء رتبه بندی ایمنی دیگر تولید کنندگان خودرو شد، ولوو همچنان به گسترش داخلی و خارجی وعده خود ادامه می دهد. ثبات ولوو در ارائه وعده برند خود، اجازه مالکیت بر مفهوم ایمنی حتی فراتر از صنعت خودرو به آن داده است. می توان سوال قبلی را به این شکل مطرح کرد: وقتی به موضوع ایمنی فکر می کنید، چه برندی به ذهن شما می آید؟ اغلب مصرف کنندگان پاسخ خواهند داد: “ولوو”. نگاهی به برخی دیگر از وعده های برند قابل توجه بیندازید که شرکت پشت آنها را تعریف می کند:

فدرال اکسپرس: ” وقتی قطعاً و یقیناً باید شبانه آنجا باشید. “
BMW : “
ماشین نهایی سواری
والمارت: ” پول خود را پس انداز کنید تا بهتر زندگی کنید. “
نایک: ” الهام بخشی و نوآوری برای تمام ورزشکاران جهان
وعده برند شما تعهد شما به مشتریانتان است

به این علت ایمنی وعده برند قوی است که این وعده ولوو را به مخاطبان هدف خود به روش موجز و قانع کننده ای متصل می کند. وعده برند خوب، لینک شهودی بین استراتژی برند شما و مشتریان شماست. داشتن یک استراتژی برند با پیام هنرمندانه فوق العاده است، اما تا زمانی که شما تعهد واقعی به مشتریان خود ندهید، ارتباط نهایی و مهمی ایجاد نکرده اید. این تعهد در اشکال مختلف شعار، انتقال پیام، تبلیغات، رسانه های اجتماعی، و غیره بیان می شود. می توان آن را به صراحت بیان یا بطور ضمنی بیان کرد. وعده برند صریح و روشن بیان مستقیمی نسبت به وعده برند ضمنی دارد، اما مهم است به خاطر داشته باشید: هر چه وعده برند شما صریح تر باشد، انتظارات بیشتری را برآورده می سازد.

.کیفیت وعده برند قوی

چه وعده برند صریح باشد یا وعده برند ضمنی، قدرت آن را می توان با مجموعه کیفیت یکسانی سنجید. یک وعده برند قوی باید شامل موارد زیر باشد:

معتبر

مشتریان تشحیص می دهند کدام وعده برند، واقعی است. وعده برند شما باید هدف برندتان را مطابق ارزش های آن، و با الهام از ماموریت و چشم انداز آن برساند.

متقاعد کننده

وعده برند شما باید چیزی را متعهد شود که برای مشتریان شما مهم است. باید مشکل مشتری شما را به روش غیر منتظره ای حل کند.

منحصر بفرد

برای موثر بودن یک وعده برند، باید متمایز باشد. باید موقعیت برند شما را با شناساندن شما به عنوان تنها ارائه دهنده یک راه حل منحصر به فرد و موثر تقویت کند.

جالب و به یاد سپردنی

وعده برند خوب آن است که با مشتری شما باقی بماند. یعنی زمانی که مشتری شما به مشکل منحصر به فردی برمی خورد که برند شما راه حلی برای آن دارد، به یاد شما بیفتد.

واقعی

مشتریان باید باور کنند که برند شما قادر به عمل به وعده خود است. یکی از چیزهایی که آن را باورکردنی می کند، قابلیت سنجش آن است. اگر وعده برند شما را بتوان به نحوی با نتایج ملموس سنجید، آن را واقعی تر می سازد.

واضح

وعده برند شما باید به زبان ساده بیان شده و به راحتی قابل فهم باشد. حتی وعده برندهای ضمنی باید به خوبی تعریف شده و هم توسط شرکت و هم مشتریان آن فهمیده شود.

آخرین و مهم ترین بخش هر وعده برند

عمل به شش ویژگی ضروری بالا تضمین خواهد کرد که وعده برند شما به اندازه کافی قوی بوده و به عنوان توافقی بین شرکت شما و مشتریان شما می باشد. اما یک معیار دیگر وجود دارد که برای موثر بودن هر وعده برند باید رعایت شود. مهم ترین معیار وعده برند موثر آن است که همیشه به آن عمل شود. یک وعده، همانطور که همه ما می دانیم، تنها زمانی خوب است که همیشه به آن عمل شود. برندهایی که به وعده برندهای خود عمل می کنند، موجب تقویت هم وعده خود و هم وفاداری مشتری ناشی از آن می شوند.

brandabout.ir

goo.gl/ypwxd7

وعده برند: قدرت عمل به قول

به اشتراک گذاری

تگ ها آموزش برندکسب و کاربازاریاب بازارسازاستراتژی بازاریابیانجمن صنفی تبلیغاتآگهی تبلیغاتانجمنبازاریابی و تبلیغاتتبلیغاتیآگهی و تبلیغات

 

 

 

 

 

 

 

 

اول خلق دسته کالا بعد برندسازی

تاریخ انتشار : شنبه, 6 آذر 1395 0:08

تعداد بازدید کننده : 25

چاپ ارسال به دوستان

مصرف کنندگان به دسته کالا فکر و با برند صحبت می کنند، یعنی هیچ کس با خود نمی گوید «من می خواهم سامسونگ بخرم» اگر این گونه بود در بسیاری از مغازه ها مکالمه زیر را بین فروشنده کالا و خریدار مشاهده می کردیم: مشتری: سلام فروشنده: سلام مشتری: من یک سامسونگ می خواهم فروشنده: چه چیزی از سامسونگ را می خواهید؟ تلویزیون، موبایل، یخچال و؟ مشتری: نمی دانم، چرا هر چیزی از سامسونگ را که دارید به من معرفی نمی کنید تا بتوانم برای خرید تصمیم بگیرم؟ بسیاری از شرکت ها همین مشکل سامسونگ را دارند، برند آنها معرف دسته ای از کالا نیست و از نظر سوددهی این شرکت ها با مشکلی جدی روبه رو می شوند.

مصرف کنندگان به دسته کالا فکر و با برند صحبت می کنند، یعنی هیچ کس با خود نمی گوید «من می خواهم سامسونگ بخرم» اگر این گونه بود در بسیاری از مغازه ها مکالمه زیر را بین فروشنده کالا و خریدار مشاهده می کردیم:

مشتری: سلام

فروشنده: سلام

مشتری: من یک سامسونگ می خواهم

فروشنده: چه چیزی از سامسونگ را می خواهید؟ تلویزیون، موبایل، یخچال و؟

 

مشتری: نمی دانم، چرا هر چیزی از سامسونگ را که دارید به من معرفی نمی کنید تا بتوانم برای خرید تصمیم بگیرم؟

بسیاری از شرکت ها همین مشکل سامسونگ را دارند، برند آنها معرف دسته ای از کالا نیست و از نظر سوددهی این شرکت ها با مشکلی جدی روبه رو می شوند.

در خصوص برند بسیاری از مشاوران، صاحب نظران صحبت می کنند و بسیاری از صاحبان کسب و کار به آن فکر یا تلاش می کنند برندشان را بسازند یا تقویت کنند. ولی باید بگوییم که برنامه های ساخت برندتان را کنار بگذارید و فراموش کنید، ابتدا باید جایگاهی برای محصولات یا خدماتی که ارائه می دهید در ذهن مخاطبین باز کنید و بعد برندتان را در آن جایگاه قرار دهید.

هنوز هم اکثر شرکت ها به دنبال مفهوم «بهتر بودن» هستند، آنها تلاش می کنند که بگویند کیفیت بهتری دارند، خدمات بهتری ارائه می دهند، مزه بهتری دارند ودر صورتی که برای موفقیت در بازار رقابتی امروز، شرکت ها باید از خود بپرسند چه جایگاه جدیدی را ما خلق کرده ایم؟ یا در حال خلق کردن هستیم؟

استفاده از صفت برتر را از تفکرتان، تبلیغات تان و کلا ماهیت سازمان تان حذف کنید چون کمک خاصی به توسعه بازارتان نمی کند. به جای آن دسته کالا برای محصولات یا خدمات تان خلق کنید. چگونه؟

نخستین سوال که باید از خودتان بپرسید این است که چگونه می توانم یک دسته کالای جدید را به صورت شفاهی و به راحتی توضیح دهم تا قابل فهم برای شنوندگان باشد. محصول، خدمات، امکانات آنها و فواید آنها را فراموش کنید. اگر محصول و خدمات شما نتواند به عنوان پیشرو در یک دسته کالایی جدید معرفی شود، دیگر هرگز نمی تواند پیشرو آن دسته باشد. به بعضی از دسته های جدید و برندهای سازنده آن توجه کنید،

در کسب و کارهای حقیقی: اکتیوا (ماست پروبیوتیک)، هاگن داز (بستنی گرانقیمت)، ردبول (نوشابه انرژی زا)

در کسب و کارهای مجازی: لینکدین (شبکه حرفه ای ها)، فیس بوک (شبکه اجتماعی)، دراپ بوکس (ذخیره کردن)

بعد از آن، دسته کالا باید توان تصویری شدن را نیز داشته باشد، تصاویر به یادماندنی تر از کلمات هستند (البته در بسیاری موارد یکی از این دو خصیصه حذف می شوند).

توجه کنید موارد زیر نمی توانند موارد خوبی برای ساخت یک دسته کالای جدید باشند و شما را متمایز کنند:

۱کیفیت: به علت پیشرفت روزبه روز علم کیفیت همیشه در حال ارتقا است، امروزه کیفیت الزام یک کالا یا خدمات است و نه وجه تمایز آن.

۲رضایت مشتری: آیا شرکتی را می شناسید که معترف به این موضوع نباشد؟ از طرف دیگر رضایت مشتری به معنی متعهد بودن برای خریدهای بعدی نیست. طبق نظرسنجی های انجام شده نزدیک به نیمی از افرادی که از یک تامین کننده کالا یا خدماتش را گرفته و از آن تامین کننده رضایت کامل داشته است، در خرید بعدی آن را تغییر داده است.

۳خلاقیت در تبلیغات: خلاقیت در تبلیغات با مواردی مانند «سرزمین سپید»، «چون مهم هستید»، و صدها جمله مشابه که امروزه شاهد هستیم و بسیاری از آژانس های تبلیغاتی سعی در خلق این دست جملات و تصاویر زیبا را دارند بدون اینکه توجه خاصی به ماندگاری آن داشته باشند.

۴قیمت: کمترین قیمت، تخفیفات نه تنها نمی توانند به تمایز کمک کنند، چون اولا به راحتی باعث کپی برداری توسط رقبا می شود و از طرف دیگر کاهش قیمت، دادن پروموشن و تخفیفات به معنی این است که شما متمایز نیستید چون متمایز بودن باید ارزش آن را بالا ببرد.

قیمت بالا را می توان تا حدود زیادی متمایز کننده دانست ولی قیمت پایین هرگز!

نویسنده بهروز لطفیان

forsatnet.ir

goo.gl/4mkc3G

 

اول خلق دسته کالا بعد برندسازی

به اشتراک گذاری

تگ ها بازاریاب بازارسازشبکه های اجتماعیانجمن صنفی تبلیغاترویدادتبلیغات شگفت انگیزسوالات کلیدیوزارت فرهنگ و ارشاد اسلامیداستان برندنامگذاریدرس های بازاریابیبازاریابی و تبلیغاتتبلیغات نایکبرندسازیکمپین تبلیغاتی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اسامی برندها چگونه ایجاد می شود؟

تاریخ انتشار : شنبه, 6 آذر 1395 0:03

تعداد بازدید کننده : 25

چاپ ارسال به دوستان

آیا هرگز از خودتان پرسیده اید که برندها چگونه اسامی مناسب و ایده آلی برای خود انتخاب می کنند؟ پاسخ این است که این برندها اغلب افرادی به این منظور استخدام می کنند چراکه انتخاب یک نام مناسب برای برندها کار بسیار دشواری بوده و برای انتخاب یک نام مناسب و ایده آل به ترکیب استادانه ای از هنر و علم نیاز است.

آیا هرگز از خودتان پرسیده اید که برندها چگونه اسامی مناسب و ایده آلی برای خود انتخاب می کنند؟ پاسخ این است که این برندها اغلب افرادی به این منظور استخدام می کنند چراکه انتخاب یک نام مناسب برای برندها کار بسیار دشواری بوده و برای انتخاب یک نام مناسب و ایده آل به ترکیب استادانه ای از هنر و علم نیاز است.

اما برای آن دسته از کسانی که می خواهند خود نام کسب و کارشان را شخصا انتخاب کنند نکاتی وجود دارد که با استفاده از آن خواهند توانست با نحوه انتخاب اسامی برندهای معتبرجهان آشنا شده و درک صحیحی از اسامی موجود داشته باشند.

 

معیارها

به صورت استراتژیک نامی که برای یک برند انتخاب می شود باید ارتباط مستقیمی با هدف آن داشته و درک صحیحی از برند و محصولاتی که به بازار عرضه می کند در ذهن مشتریان ایجاد کند، اما چنانچه از دیدگاه خلاقانه به موضوع بنگریم نام انتخابی باید کوتاه، ساده، به یاد ماندنی، متمایز و الهام بخش باشد و درنهایت به لحاظ قانونی (که چالش برانگیزترین بخش نام گذاری است) باید در دسترس بوده و پیش از این دیگران آن را به ثبت نرسانده باشند.

بهترین مثال در این زمینه برند Burger King است که تمامی معیارهای مذکور در فرآیند انتخاب آن رعایت شده است. اسم این رستوران زنجیره ای آمریکایی به خوبی بیانگر ماهیت فعالیت آن به عنوان خانه همبرگر یا بزرگ ترین تولید کننده همبرگر بوده و به آسانی در اذهان مردم باقی می ماند. رعایت تمامی معیارهای موجود برای نام گذاری سبب شده است تا برند Burger King تصویر متمایزی از خود ارائه کند.

ابداع نامی واقعی

به طور کلی دو دسته نام برند وجود دارد: شما می توانید از اسامی واقعی موجود در دیکشنری یا اینکه از اسامی ساخته شده استفاده کنید. گفتنی است در این دو دسته بندی برای انتخاب نام مناسب برای برندها یک طیف مشخصی از اسامی وجود دارد: اسامی توصیفی، خاطره انگیز و دلخواه.

اسامی توصیفی

نام های توصیفی به شما کمک می کنند تا مخاطبان را از ماهیت برندتان آگاه سازید. برای مثال می توان به نامی که گروه خودروسازی فولکس واگن آلمان برای خود انتخاب کرده است اشاره کرد. فولکس واگن (یا با تلفظ صحیح تر ولکس واگِن) در زبان آلمانی به معنای خودروی مردم است.

اسامی توصیفی مخاطب را به سرعت در جریان ماهیت فعالیت های شما و محصولاتی که عرضه می کنید قرار می دهد. بنابراین در صورت استفاده از این قبیل نام ها، منابع و زمان کمتری برای انتخاب نام مناسب برند خود صرف خواهید کرد.

اسامی ابداع شده نیز می توانند توصیفی باشند مانند NetFlix که محلی برای یافتن فیلم است یا Citibank که به معنای بانک شهری است که هرگز فعالیت های آن متوقف نمی شود.

اسامی خاطره انگیز

انتخاب اسامی خاطره انگیز که به شخصیت یا واقعه ای تاریخی اشاره می کند به زمان بیشتری نیاز دارد، اما در صورت استفاده از این دست اسامی، برند شما نامی خاص و متمایز خواهد داشت. برای نمونه انتخاب نام twitter به معنای غوغای پرندگان به هنگام تایپ کردن کامنت توسط کاربران است.

مثال دیگر در این رابطه برند تولید لوازم ورزشی یعنی Nike است که از نام خدای پیروزی در یونان باستان اقتباس شده و هدف از انتخاب آن تشویق ورزشکاران به مبارزه و پیروزی با استفاده از محصولات این شرکت است.

نام های دلخواه

اسامی دلخواه نظیر Pepsi از آنزیم Pepsin که منجر به هضم غذا می شود گرفته شده و Cisco نیز از حذف عبارت San Fran ایجاد شده و به مقر شرکت Cisco در ایالت سانفرانسیسکوی آمریکا اشاره دارد. از جمله دیگر اسامی که به صورت اتفاقی و دلخواه انتخاب شده اند می توان به شرکت تولید شکلات Snickers اشاره کرد که نام آن از اسب مالک این شرکت گرفته شده است.

انتخاب نامی مناسب و ایده آل برای یک برند فرآیند بسیار دشواری است و اسامی برندها از جمله منابع ارزشمند آنها به شمار می روند که برای محافظت از این اسامی اقدامات قانونی گسترده ای صورت می پذیرد.

مترجم معراج آگاهی

forsatnet.ir

goo.gl/3glSMz

اسامی برندها چگونه ایجاد می شود؟

به اشتراک گذاری

تگ ها کسب و کارآموزش برنداستراتژی بازاریابیشبکه های اجتماعیآگهی تبلیغاتکمپین خلاقانهتبلیغات شگفت انگیزسوالات کلیدیوزارت فرهنگ و ارشاد اسلامیبرندبرندسازیکمپین تبلیغاتی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

استراتژی های بازاریابی و تجاری سازی کسب و کارهای انرژی های نو در ایران

تاریخ انتشار : دوشنبه, 1 آذر 1395 10:05

تعداد بازدید کننده : 31

چاپ ارسال به دوستان

ساس اطلاعات آخرین ترازنامه انرژی منتشر شده در کشور، سرانه مصرف گازطبیعی و نفت خام و فرآورده های نفتی ایران به ترتیب 6 و 6.1 برابر متوسط مصرف سرانه جهانی است. همچنین سرانه مصرف نهایی انرژی ایران در بخش های کشاورزی، خانگی و عمومی و تجاری، صنعت، حمل و نقل به ترتیب 3.3، 1.9، 1.5 و 1.5 برابر متوسط جهانی است و 1.5 برابر بودن شدت مصرف انرژی ایران نسبت به متوسط جهانی نیز نشان می دهد مصرف انرژی در ایران همه ساله در حال رشد است.

ساس اطلاعات آخرین ترازنامه انرژی منتشر شده در کشور، سرانه مصرف گازطبیعی و نفت خام و فرآورده های نفتی ایران به ترتیب 6 و 6.1 برابر متوسط مصرف سرانه جهانی است. همچنین سرانه مصرف نهایی انرژی ایران در بخش های کشاورزی، خانگی و عمومی و تجاری، صنعت، حمل و نقل به ترتیب 3.3، 1.9، 1.5 و 1.5 برابر متوسط جهانی است و 1.5 برابر بودن شدت مصرف انرژی ایران نسبت به متوسط جهانی نیز نشان می دهد مصرف انرژی در ایران همه ساله در حال رشد است.

از طرف دیگر براساس برآورد انجام شده، میزان انتشار گاز دی اکسیدکربن به عنوان یکی از عاملان اصلی گرمایش کره زمین، رشد چشمگیری خواهد داشت به طوری که تا پایان سال 2030، میزان این رشد، 60 درصد خواهد بود.

با این شرایط توسعه و گسترش انرژی های نو یا تجدیدپذیر باعث کمک به تحقق اهداف توسعه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی کشور می شود که از عوامل اساسی در رسیدن به توسعه پایدار در هر کشوری هستند. پیرو مطالعات انجام شده، ایران دارای پتانسیل بالایی در حوزه انرژی های نو به ویژه انرژی خورشیدی است.

واقع شدن ایران در عرض جغرافیایی مناسب و میزان ساعات آفتابی بیش از 2800hr در سال نشان دهنده این حقیقت است. هدف این مقاله تبیین استراتژی ها و راهکارهای تجاری سازی کسب و کارهای فعال در حوزه انرژی های نو در ایران است که به صورت خلاصه تبیین خواهد شد.

تحلیل بازارهای صنعتی به عنوان بازار اصلی انرژی های نو

می توان اذعان کرد بازار اصلی کسب و کارهای انرژی های نو، بازار صنعتی است که ویژگی های این نوع بازار در جدول (1) نمایش داده شده است. براساس تعریف فیلیپ کاتلر، مشتریان این نوع بازار را می توان به چهار بخش مشتری تقسیم بندی کرد که هر کدام از این بخش ها ویژگی های خاص خود را دارا هستند.

بخش اول مشتریان قیمت محور هستند که برای آنان قیمت همه چیز است.

بخش دوم، مشتریان راه حل محور هستند که برای آنان نیز قیمت های پایین تر مهم است، اما به عرضه خدمات قابل اعتمادتر نیز پاسخ می دهند.

بخش سوم را مشتریانی تشکیل می دهند که خواهان بهترین عملکرد از نظر کیفیت، تحویل به موقع و پشتیبانی قبل و بعد از خرید هستند.

بالاخره بخش آخر مربوط به مشتریانی است که خواستار یک رابطه استراتژیک و تقریبا دائمی با عرضه کننده هستند.

ارائه راهکارهای تجاری سازی کسب و کارهای انرژی های نو

همان طورکه پیشتر عنوان شد یکی از دغدغه های مهم مدیران کسب و کار انرژی های نو، نحوه و چگونگی تجاری سازی صحیح محصولات یا خدمات خود است. از طرف دیگر منحنی جفری مور به ما نشان می دهد جهت موفقیت در ارائه محصول یا خدمت و رسیدن به بخش اکثریت مصرف کنندگان، باید از شکاف میان پذیرندگان اولیه و اکثریت اولیه عبور کرد. درواقع جفری مور به ما نشان می دهد جهت تجاری سازی محصول، باید استراتژی هایی خلق کرد تا عبور از شکاف میسر شود.

در این مقاله چهار استراتژی جهت تجاری سازی محصولات و خدمات مربوط به انرژی های نو و عبور از شکاف مذکور معرفی می شود که در شکل (1) نمایش داده شده است.

بخش بندی بازار

نخستین استراتژی بخش بندی بازار است. براساس تعریف فیلیپ کاتلر، بخش بندی بازار باید دارای پنج معیار باشد که در جدول (2) نشان داده شده اند.

به عنوان مثال یک شرکت تولید کننده و ارائه کننده پنل های فتوولتاییک خورشیدی، بازار را به صورت جدول (3) بخش بندی می کند.

خلق ارزش پیشنهادی متمایز

مهم ترین استراتژی برای یک کسب و کار، خلق ارزش متمایز برای مشتریان است. ارزش پیشنهادی از نمایی بیرونی به مشتریان نگاه می کند یعنی از بخش تقاضای کسب و کار. یک مدیر فعال در حوزه انرژی های تجدیدپذیر، جهت تعیین ارزش پیشنهادی به مشتریان باید به سوالات زیر پاسخ دهد.

به چه گروهی از مشتریان باید خدمات ارائه شود؟

چه نیازهایی از مشتریان باید تامین شود؟

چه قیمت نسبی باید تعیین شود که علاوه بر ایجاد سودآوری، ارزش مورد قبول مشتریان را نیز فراهم کند؟

به عنوان مثال یک شرکت تولید کننده و ارائه کننده پنل های فتوولتاییک خورشیدی علاوه بر تامین کالاهای مورد نیاز سیستم برق خورشیدی (متصل و مستقل از شبکه) راهکارهای استفاده از انرژی خورشیدی در تولید برق را نیز به مشتریان خود ارائه می کند. به این صورت که پروژه تولید برق خورشیدی را از مرحله طراحی، تامین کالا، نصب، اجرا و خدمات پس از فروش آن را به عهده خواهد گرفت.

بنابراین علاوه بر خلق ارزش برای مشتریان و سودآوری از کالا، سودآوری از بعد فروش خدمت را نیز شامل می شود.

خلق زنجیره ارزش متناسب

بنا به تعریف مایکل پورتر، توالی فعالیت هایی که شرکت برای طراحی، تولید، فروش، تحویل و خدمات پس از فروش انجام می دهد، زنجیره ارزش نام دارد. زنجیره ارزش برای هر کسب و کاری حائز اهمیت بوده و از آن می توان به عنوان یک ابزار قدرتمند نام برد. با استفاده از زنجیره ارزش می توانیم یک کسب و کار را به فعالیت هایی تفکیک کنیم که با یکدیگر روابط استراتژیک دارند. درواقع ارزش پیشنهادی متمایز تنها با زنجیره ارزش متناسب معنا و مفهوم پیدا می کند.

شکل (2) نمونه ای از پیکربندی زنجیره ارزش را برای یک کسب و کار نشان می دهد.

زنجیره ارزش متناسب از آزمون های مهم و اساسی است که باید در مورد هر استراتژی به اجرا درآید.

ارائه راهکارهای بازاریابی هوشمند

در این مقاله راهکارهای بازاریابی هوشمند برای کسب و کارهای انرژی های تجدیدپذیر، در دو قالب پیشبرد فروش (Promotion) و کانال های توزیع (Place) به عنوان دو عنصر اصلی آمیخته بازاریابی تعریف می شود.

جدول (4) راهکارهای بازاریابی هوشمند یک شرکت تولید کننده و ارائه کننده پنل های فتوولتاییک را نشان می دهد.

کلام آخر اینکه شرکت های فعال در حوزه انرژی های نو علاوه بر تمرکز روی مسائل فنی و کالایی، باید به استراتژی های بازاریابی و تجاری سازی آن نیز تمرکز ویژه داشته باشند. با توجه به سیاست های حمایتی دولت محترم از توسعه انرژی های نو در سال های اخیر، مدیران این کسب و کارها نیز باید به فکر سیاست های تجاری سازی آن باشند، چراکه این انرژی ها افزون بر کاهش آلودگی محیط زیست و هزینه های اجتماعی آنها، سبب بالابردن ضریب امنیت انرژی و تقویت کشور از نظر پدافند غیرعامل می شود.

 

نویسنده امیر فلاحتکار

forsatnet.ir

goo.gl/xk2jbI

 

 

استراتژی های بازاریابی و تجاری سازی کسب و کارهای انرژی های نو در ایران

به اشتراک گذاری

تگ ها استراتژی بازاریابیانجمن صنفی تبلیغاتسایت انجمنداستان برندبازاریابی و تبلیغاتدرس های بازاریابینماینده انجمن صنفیکانون تبلیغاتکمپین تبلیغاتیبازاریابی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مزایای بازاریابی آنلاین

تاریخ انتشار : دوشنبه, 1 آذر 1395 9:48

تعداد بازدید کننده : 27

چاپ ارسال به دوستان

آیا می دانستید بازاریابی آنلاین مزایای زیادی دارد؟ از جمله آن می توان به این موارد اشاره کرد: 1- تبلیغات سبز: در این گونه تبلیغات که در فضای آنلاین صورت می گیرد، به مقدار خیلی زیادی در مصرف کاغذ صرفه جویی می شود، شما تصور کنید هزینه های تراکت، بروشور، کارت ویزیت ها، آگهی نامه ها و… که امروزه هزینه زیادی را در تیراژ مطلوب خواهد داشت، از لیست هزینه های تبلیغات شما حذف می شود.

مزایای بازاریابی آنلاین
آیا می دانستید بازاریابی آنلاین مزایای زیادی دارد؟ از جمله آن می توان به این موارد اشاره کرد:

1- تبلیغات سبز: در این گونه تبلیغات که در فضای آنلاین صورت می گیرد، به مقدار خیلی زیادی در مصرف کاغذ صرفه جویی می شود، شما تصور کنید هزینه های تراکت، بروشور، کارت ویزیت ها، آگهی نامه ها و… که امروزه هزینه زیادی را در تیراژ مطلوب خواهد داشت، از لیست هزینه های تبلیغات شما حذف می شود.

2- مخاطب بدون محدودیت: با استفاده از روش های بازاریابی آنلاین و این گونه تبلیغات، مشتری شما محدود به ناحیه خاصی نیست و مجموعه شما در هر مکان و موقعیتی که باشد مشتریان و مخاطبان آن محدود به همان دایره بومی نخواهد بود. از همه جای دنیای پهناور کره زمین می توانید باهدف مخاطب جذب کنید.

3- قیمت بهینه و ارزان: این نوع خدمات و تبلیغات قیمت خیلی پایین تری نسبت به دیگر رسانه ها دارند مثلا صداوسیما، رسانه های محیطی، بیلبورد ها وهزینه های بسیار زیادی در بردارند که بازاریابی و تبلیغات اینترنتی فرصت خوبی مخصوصا برای استارتاپ ها است.

4- تبلیغاتی قابل ویرایش: برای کسب و کار شما تا به حال پیش آمده است که در تبلیغات دچار اشتباه شوید یا دچار تغییرات اجباری. به طور مثال زمانی که خط تلفن شما یا آدرس تغییر می کند یا اطلاع رسانی جدیدی دارید در تبلیغات آنلاین نیازی نیست هزینه های برشور و کاتالوگ را مجدد متحمل شوید، این قابلیت ویرایش برای شما بدون هزینه قابل اجراست.

forsatnet.ir

goo.gl/X2vQhK

مزایای بازاریابی آنلاین

به اشتراک گذاری

تگ ها کارافرینیکسب و کارآموزش برندبازاریاب بازارسازاستراتژی بازاریابیشبکه های اجتماعیانجمن صنفی تبلیغاتبازاریابی و تبلیغاتدرس های بازاریابیدفتر تبلیغات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آیا خلاقیت همه خواسته ما از تبیلغات است؟

تاریخ انتشار : دوشنبه, 24 آبان 1395 10:09

تعداد بازدید کننده : 38

چاپ ارسال به دوستان

صنعت تبلیغات پس از جنگ جهانی دوم و شکوفایی حقیقی آن، هیچ­گاه مصون از تغییرات فرهنگی و تحولات اجتماعی نبوده است. پس از سال­ ۱۹۶۰ که مجدداً یک دورۀ جدید در فضای تبلیغاتی آمریکا (به عنوان سردمدار صنعت تبلیغات و کنش­های بازاریابی) شکل گرفت، آنرا “انقلاب خلاقیتنامیدند. این انقلاب یک دوران گذر بود. دوران انتقال از “تمرکز بر ویژگی­های محصول” به “استفاده از نام تجاری و شخصیت”. بطورخاص، چهار شخصیت، مسبب اصلی این تغییرات در آمریکای آن زمان بودند. ریوز، برنت، آگیلوی و برنبچ. افرادی که در واقع تبلیغات معاصر مدیون آنهاست

صنعت تبلیغات پس از جنگ جهانی دوم و شکوفایی حقیقی آن، هیچ­گاه مصون از تغییرات فرهنگی و تحولات اجتماعی نبوده است. پس از سال­ ۱۹۶۰ که مجدداً یک دورۀ جدید در فضای تبلیغاتی آمریکا (به عنوان سردمدار صنعت تبلیغات و کنش­های بازاریابی) شکل گرفت، آنرا “انقلاب خلاقیت” نامیدند. این انقلاب یک دوران گذر بود. دوران انتقال از “تمرکز بر ویژگی­های محصول” به “استفاده از نام تجاری و شخصیت”. بطورخاص، چهار شخصیت، مسبب اصلی این تغییرات در آمریکای آن زمان بودند. ریوز، برنت، آگیلوی و برنبچ. افرادی که در واقع تبلیغات معاصر مدیون آنهاست. برای مثال، برنبچ کپی­رایترها و مدیران هنری خود را تشویق کرد تا محصولات را بر مبنای کیفیت و براساس احساس معرفی نمایند و صرفاً از چکش­های تبلیغاتی برای پیشبرد اهداف تبلیغاتی استفاده نکنند. پس از آن مدل­هایی برای برقراری ارتباط صحیح با مشتریان در تلویزیون و رسانه­های چاپی و پشتیبانی از مصرف­کنندگان بوجود آمد که با پیشنهاد برنبچ با استفاده از یک تیم (کپی­رایتر/کارگردان هنری) و استفاده از گروه­های خلاقه قابل اجرا بود. در طول این مدت آژانس­های مستقل زیادی در آمریکا تاسیس شد و شرکت­های تبلیغاتی به دپارتمان­های مختلف (برای انجام خدمات متفاوت) تقسیم شد. پس از این دوران بود که شرکت­ها در فضای جدید آموختند که می­توانند از امکانات بیشتری برای فعالیت­های تبلیغاتی برخوردار باشند و به همین سبب استراتژی­های مختلفی را بسته به موقعیت و شرایط خود ساماندهی کردند. بطورمثال آنها در شرایط رشد و موقعیت اقتصادی مناسب پول بیشتری را صرف تبلیغات می­کنند و تبلیغات ATL را در دستورکار دارند اما در بحران­های اقتصادی با تغییر استراتژی به سمت تبلیغات BTL گام برمی­دارند که شاید مقرون به صرفه­ تر باشد.

هر چند که استفاده از استراتژی­های مختلف تبلیغاتی برمبنای عوامل مستقل، متغیر و مهم دیگری نیز تدوین می­گردد اما گسترش شیوه­های ترویجی، کمک فراوانی در تغییر و اعمال استراتژی­های گوناگون کرده است. امروز نیز به نظر می­رسد درحال گذار از فاز جدیدی از فعالیت­های تبلیغاتی هستیم. فازی که سعی دارد در فرآیند “شگفت­زده کردن مخاطبین” و “ایجاد هماهنگی و نظم” یک تعادل معقول و منطقی ایجاد نماید. در حالت کلی و با بررسی نکات بالا و قبول اینکه در حال تغییر شرایط هستیم، اولین واژه­ای که برای توضیح ابزار تغییر به ذهن می­رسد، واژۀ خلاقیت است. خلاقیت و تیم­های خلاقه از ابتدا عنصر اصلی و جداناشدنی شرکت­های تبلیغاتی بوده­اند و امروز نیز با توجه به پیشرفت تئوری­ها و برنامه­های استراتژیک و بازاریابی، کماکان خلاقیت حرف اول را می­زند. هم­ اکنون در ایران یکی از بزرگترین مشکلاتی که شرکت­ها با آن در ارتباطند تکراری بودن تبلیغات و عدم اثربخشی آنها در رقابت با هزاران رقیب تبلیغاتی است. شکستن این فضا نیمی از راه موفقیت یک برنامۀ تبلیغاتی است و نیم دیگر سیاست راهبردی برنامه برای هدایت مصرف ­­کنندگان است.

مطالعۀ ساختارهای ایجاد خلاقیت بطور کاملاً سیستماتیک در تمرکز بر اشکال و معانی بدیع و ایجاد تنوع سبک در راستای افزایش کارآیی شکل می­پذیرد. سناریوی حال حاضر در اجرای این تغییرات، برمبنای همین ساختارها و با هدف افزایش ارزش نام تجاری اتفاق می­افتد. با رشد تکنولوژی عملاً فرآیندهای تولید محصول تسهیل می­گردد و دستیابی به مزیت­های رقابتی در فاز محصول، عملاً چالش برانگیز خواهد بود. بنابراین تبلیغات کاملاً با استراتژی ارزش نام تجاری توسعه می­یابد و همین امر بر ارزش بیش از پیش و نگاه خلاقه در آژانس­های تبلیغاتی می­افزاید. تبلیغات خلاق نیازمند هوش، تیزبینی، تخیل و شم شناسایی جذابیت­هاست. اگر تنها یک ابزار (در تبلیغات) برای ایجاد انگیزه، تحویل پیام و درخواست تجدیدنظر در مشتریان وجود داشته باشد، همان خلاقیت خواهد بود. خلاقیت به مخاطبین یادآوری می­کند که محصول موردنظر تا چه میزان می­تواند نیازهای او را برطرف کند، حتی اگر قرار باشد محصول برای اولین بار معرفی شود. واحد خلاقه موتور حرکتی هر آژانس تبلیغاتی است. در یک واحد خلاقه کپی­رایتر، مدیر هنری، طراح، طراح وب و وجود دارد که در برخی آژانس­ها تعداد افراد و موقعیت­های شغلی بیشتر هم خواهد بود. در بسیاری از آژانس­ها از همان شیوۀ قدیمی استفاده می­شود و کپی­رایترها و مدیران هنری بصورت زوج کار می­کنند. گاهی واحدهای خلاقه و تولید یکی می­شوند و تقریباً در همۀ موارد واحد تولید گزارش­های فعالیت را به واحد خلاقه ارائه می­دهد.

پروسۀ تولید خلاقیت بر پایۀ ترجمۀ جزئیات استراتژی پیام پیش می­رود که بخشی از استراتژی تبلیغات شرکت است و با اطلاعات زیر را برای طراحی اصلی ارائه می­کند.

آگاهی کامل از اهداف بازار
آگاهی کامل از شکل فروش علی­ الخصوص در ارتباط با رقبا
آگاهی کامل از مزیت­های محصول و بطورکلی مزایای شرکت مشتری
آگاهی کامل از شرایط سیستم توزیع شرکت
تشخیص صحیح حس و موقعیت محصول
البته یک استراتژی تبلیغات بخش­های متفاوت دیگری هم دارد اما برای انتقال پیام به خلاقه به نظر می­رسد محدودۀ استراتژی پیام جوابگوی نیازهای یک تیم خلاقه خواهد بود. استراتژی­های عاطفی، شناختی و کرداری هر یک پیام­های مجزایی صادر می­کند که می­تواند خط و مشی خلاقیت و تولید آنرا تحت­الشعاع قرار دهد.

در این یادداشت سعی بر آن داشتم تا به معرفی و یادآوری اهمیت بخش­های خلاقه در یک مجموعۀ تبلیغاتی بپردازم اما به هرصورت تولید و اجرای یک تبلیغ موفق و موثر نیازمند تلاش مشترک تمامی تیم­ها در کنار هم است. ممکن است با فعالیت­های مستقل و مجزا موفق به کسب جوایز مختلف هنری شوید اما لزوماً نخواهید توانست مشتریان خود را راضی کنید.

توسط : رضا مافی

brandabout.ir

goo.gl/rBe0Mv

آیا خلاقیت همه خواسته ما از تبیلغات است؟

به اشتراک گذاری

تگ ها کسب و کارانجمن صنفی تبلیغاتکارشناسان تبلیغاتآگهی تبلیغاتبازاریابی و تبلیغاتنماینده انجمن صنفیبرندسازیکمپین تبلیغاتی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چگونه کسب و کاری توسعه می یابد؟

تاریخ انتشار : دوشنبه, 24 آبان 1395 10:04

تعداد بازدید کننده : 37

چاپ ارسال به دوستان

هر شرکتی قطعاً می‌تواند وضعیتی بهتر از وضعیت کنونی خود داشته باشد و برای این موفقیت هیچ فرمول پیچیده‌ای نیاز نیست که بدانید و یا حتی نیاز به پیاده‌سازی فرایندی به‌غیراز فرایندهای جاری شما نمی‌باشد درواقع استفاده بهتر از امکانات و منابعتان شمارا به این مهم می‌رساند. ولی چگونه می‌توان از امکانات و منابعتان بهتر استفاده کنید؟

 

هر شرکتی قطعاً می‌تواند وضعیتی بهتر از وضعیت کنونی خود داشته باشد و برای این موفقیت هیچ فرمول پیچیده‌ای نیاز نیست که بدانید و یا حتی نیاز به پیاده‌سازی فرایندی به‌غیراز فرایندهای جاری شما نمی‌باشد درواقع استفاده بهتر از امکانات و منابعتان شمارا به این مهم می‌رساند. ولی چگونه می‌توان از امکانات و منابعتان بهتر استفاده کنید؟

تمرکز
بسیاری بر این باورند که با کوشش بسیار می‌توان یک کار را بهتر انجام داد البته این نظریه می‌تواند درست باشد ولی هزینه زیادی را به سازمان تحمیل می‌کند مگر آنکه این تجربه را در خصوص یک فعالیت به دست آورید. این نگرش را نگاه تخصصی می‌نامند که کمک می‌کند در یک کار سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر به موفقیت برسید. وقتی‌که تخصصی کار می‌کنید در طول زمان در برابر چالش‌های مشابه قرار می‌گیرید و دانشی را به دست خواهید آورد که به کمک آن می‌توانید میزان اشتباهاتتان را پائین تر آورده و میزان تصمیمات اشتباه را کمتر می‌کند و درنهایت باعث استفاده بهتر از منابع و امکاناتتان می‌شود. برای کسب دانش تخصصی باید متمرکز شوید. تمرکز به شرکت شما کمک می‌کند تا بتوانید سریع‌تر و مطمئن‌تر به موفقیت برسد.

تغییر نگرش از بهتر بودن به متمایز بودن
بسیاری از شرکت‌ها به دنبال بهتر بودن هستند، و بر کیفیت بهتر کالا یا خدماتشان متکی هستند. ولی باید گفت درواقع این استراتژی نمی‌تواند کمک قابل‌توجهی به سازمانتان بکند، مشتری در بسیاری از مواقع نمی‌تواند بین دو کالا یا خدمات کیفیت بهتر را تشخیص دهند، این مفهوم کیفیت است که به مشتری در انتخابش کمک می‌کند و مفهوم کیفیت با واقعیت کیفیت متفاوت است. باید توجه داشته باشید که شما حتی اگر به‌درستی مدعی کیفیت برتر باشید ولی برند اول در صنعت خود نباشید مشتری حرف شمارا باور نمی‌کند. ازنظر مشتری اولین‌ها ، بهترین‌ها هستند پس تلاش کنید با خلق تمایز اول شوید بجای آنکه دریای بهترین‌ها خود را غرق کنید.

تفکر برنده شدن را در سازمانتان جاری کنید
مانند یک برنده فکر کنید، برنده‌ها اگرچه در انجام کارهای جاری بسیار خبره و دقیق عمل می‌کنند ولی از خطاهای احتمالی‌شان غافل نیستند بسیاری از شرکت‌ها با کوچک‌ترین خطا می‌توانند از گردونه رقابت حذف شوند. لذا اگرچه توانمندی کارکنان، امکانات و دربردن شما تأثیر دارد ولی این نتیجه است که در انتها دیده می‌شود، هیچ‌وقت خود را دست بالا نگیرید و درصدد پیدا کردن نقاط ضعفتان باشید، اگرچه نمی‌توان یک‌شبه بسیاری از نقاط ضعف را از بین برد ولی حداقل از آن نقاط توسط رقبا غافلگیر نمی‌شوید.

از غافلگیری رقبا غافل نشوید
بازاریابی جنگ است و یکی از موفق‌ترین انواع استراتژی در جنگ استراتژی غافلگیری است، از همانجاییکه رقیبتان فکر نمی‌کند به او حمله کنید، نقطه‌ضعفی در نقطه قوتش پیدا کنید و نتیجه را به نفع خود تغییر دهید

شاید این واقعیت را بدانید و شاید ندانید، واقعیت این است بردوباخت شما قبل از ورود کالا یا خدماتتان به بازار تعیین می‌شود، چگونه؟ در مقالات بعدی به آن می‌پردازیم.

تمام حقوق این نوشته متعلق به نویسنده است و استفاده بدون اجازه از نویسنده پیگرد قانونی دارد.

توسط : بهروز لطفیان

brandabout.ir

goo.gl/HTob2B

چگونه کسب و کاری توسعه می یابد؟

به اشتراک گذاری

تگ ها کسب و کارانجمن صنفی تبلیغاتآگهی تبلیغاتکمپین خلاقانهفعالان تبلیغاتبازاریابی و تبلیغاتنماینده انجمن صنفی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وقتی تبلیغات اشتباه پیش می رود

تاریخ انتشار : چهارشنبه, 12 آبان 1395 12:00

تعداد بازدید کننده : 57

چاپ ارسال به دوستان

دنیای بازاریابی محتوا و توسعه برند می تواند خطرناک و بی وفا باشد. بازسازی یک برند و پیاده سازی کمپین بازاریابی که بدون مشکل باشد، همانطوریکه برخی از برند های معروف قطعا می دانند، همیشه آسان نیست! در این مقاله، نگاهی به برخی از شکست برندهای معروف زمانیکه تبلیغات اشتباه پیش می رود، می اندازیمجنجال بزرگ لیوان استارباکس اگر فکر می کنید برند استارباکس نمی تواند بیش از این راه خود را به لوازم جانبی شما باز کند، بیشتر فکر کنید. در ماه دسامبر 2015، قهوه خورها در سراسر جهان در پاسخ به لیوان قهوه فستیوال استارباکس سال 2015 در اینترنت واکنش نشان دادند.برندابات مرجع تحلیلی، آموزشی برندینگ، بازاریابی، تبلیغات غول قهوه جهان هر سال، با لیوان قرمز مخصوص کریسمس و طرح جدید به پیشواز عید کریسمس می رود. به جز امسال دانه های سفید برف، آدم برفی، زنگ ها و در لیوان معروف استارباکس نمایان است. امسال، استارباکس به لیوان قرمز ساده بسنده کرده است.

وقتی برند شما به بدترین شکل ممکن صدمه می بیند، چه باید بکنید؟

دنیای بازاریابی محتوا و توسعه برند می تواند خطرناک و بی وفا باشد. بازسازی یک برند و پیاده سازی کمپین بازاریابی که بدون مشکل باشد، همانطوریکه برخی از برند های معروف قطعا می دانند، همیشه آسان نیست! در این مقاله، نگاهی به برخی از شکست برندهای معروف زمانیکه تبلیغات اشتباه پیش می رود، می اندازیم

جنجال بزرگ لیوان استارباکس

اگر فکر می کنید برند استارباکس نمی تواند بیش از این راه خود را به لوازم جانبی شما باز کند، بیشتر فکر کنید. در ماه دسامبر 2015، قهوه خورها در سراسر جهان در پاسخ به لیوان قهوه فستیوال استارباکس سال 2015 در اینترنت واکنش نشان دادند.برندابات مرجع تحلیلی، آموزشی برندینگ، بازاریابی، تبلیغات

غول قهوه جهان هر سال، با لیوان قرمز مخصوص کریسمس و طرح جدید به پیشواز عید کریسمس می رود. به جز امسال دانه های سفید برف، آدم برفی، زنگ ها و در لیوان معروف استارباکس نمایان است. امسال، استارباکس به لیوان قرمز ساده بسنده کرده است.

در اینجا تکامل لیوان کریسمس را به ترتیب زمانی در طول چند سال مشاهده می کنید:

شایان ذکر است که استارباکس به وضوح «بودجه لیوان» خود را بمدت چند سال کاهش داده، و حداقل از سال 2013 تلاش خود را برای جذب مخاطبان بیشتر افزایش داده است. لیوان قرمز همراه با کامیون کوکاکولا و تبلیغات جان لوییس تبلیغات فصلی قوی در بهترین حالت آن، به نماد کریسمس تبدیل شده است.

با این حال، تصمیم استارباکس به طراحی کاملا ساده لیوان 2015 ، مسیحیان سراسر جهان را که معتقدند سادگی شمشیر آخته دیگری علیه کریسمس است، خشمگین کرده است. این موضوع خیلی قبل از هشتگ توییتر – #MerryChristmasStarbucks – که در اینترنت کولاک کرد، نبود و مردم برای تخلیه ناکامی خود ویدیوهای یوتیوب می سازند. برخی از مشتریان سری قهوه را تحریم می کنند، در حالی که افراد دیگر به عمد به قهوه سازها می گویند نام شان “کریسمس مبارک” است.

کریسمسی یا غیرکریسمسی، از یک چیز مطمئن هستیم. استارباکس بهترین هدیه را به شکل طوفان تبلیغات یک فنجان قرمز ساده تا به حال به خود داده است.

چگونه یک برند معروف می تواند کمپینی راه اندازی کند تا بازخورد مشتریان را ببیند و انتظار برخی نظرات منفی را نداشته باشد؟ انجمن تاکسی ویکتوریا در استرالیا این نکته را زمانی که آنها مشتریان تاکسی خود را تشویق به اشتراک گذاری داستان خود در توییتر با هشتگ #FirstCabOffTheRank کردند، به بدترین شکل فرا گرفت.

حتی اگر هشتگ بسیار بد را کنار بگذاریم، تا به حال چه زمانی یک مسافر تاکسی خاطره خوبی از تاکسی داشته است؟ هیچ کسی وقتی ده دقیقه در یک ماشین غریبه و بسیار گرم در سکوت می نشیند، لذت نمی برد. مردم استرالیا به این نتیجه رسیدند، و خیلی زود هشتگ اصلی به #YourTaxisتغییر یافت، و مشتریان ناراضی شروع به ارسال نظرات تند نمودند.

به رانندگان مختلفی که مرا به مقصد رساندند، گفتم تنها یک سفر کوتاه بود. ظاهرا پای شکسته من هنوز راضی نشده! #YourTaxis (راشل لونرگان (@RachaelHasIdeas) 10 نوامبر2015 )

راننده تاکسی به سر پدر و مادرم فریاد کشید و من می خواستم پیاده شوم چون سفر خیلی کوتاهی بود گرچه پدرم قادر به راه رفتن نبود #YourTaxis (جیل استارک (@jillastark) 10 نوامبر2015 )

این کمپین برای بهبود خدمات و شکست دادن رقیب شان Uber راه اندازی شد، اما نتیجه بد آن دو نکته را به ما آموخت: اولا، هرگز از رسانه های اجتماعی انتظار پاسخ صادقانه نداشته باشید. دوما، گاهی اوقات یک نظرسنجی در وب سایت، ترفند خوبی است.

نبرد پپسی و کوکاکولا

شرکت پپسی هر کاری می کند تا ما نوشابه های گازدار آنها را که برای دندان مضر است بخریم. مثلا تغییر لوگوی برندشان در سال 2009 با هزینه بیش از 1 میلیون دلار. این شرکت یک مشاور را استخدام کرد و او یک گزارش 27 صفحه ای، را پس از یکماه با طرح خلاقانه ای ارائه داد.

متاسفانه طرح انتخاب شده، واکنش شدیدی دریافت کرد، و مشتریان آن را با لوگوی کمپین انتخاباتی ریاست جمهوری اوباما مقایسه کردند. این تغییر لوگو باعث شد مشتریانی که متوجه این قضیه شده بودند، به کوکاکولا روی آروند. یک کاربر اینترنت اینفوگرافیکی درست کرد و در آن تکامل لوگوی هر دو شرکت را نشان داد.

شرکت پپسی در برابر شرکت کوکا کولا: فکر می کنم می دانیم چه کسی برنده شده است.

   

چه چیزهایی در یک نام وجود دارد؟ #brandfail

برخی از برندها بواسطه بازاریابی خود بطور تقریبا اتفاقی شناخته شدند. جاروبرقی هوور، نوارچسب Sellotape ، Velcro. این برندهای تجاری بعنوان بخشی از واژگان ما به طور گسترده شناخته شده اند، اما برخی از مدیران شرکت ها پس از اینکه فرصتی از دست می رود، متوجه آن می شوند.

زمانی که معاون بازاریابی شرکت شورلت از کارمندان جنرال موتورز خواست نام کامل شورلت را بکار برند و به ماشین آنها «شِوی» نگویند، خندیدند. زیراکس، شرکت فتوکپی، چندین دهه تلاش کرد تا مردم از این کلمه به عنوان کلمه متداول برای فتوکپی استفاده نکنند! سهم بازار آنها به طور پیوسته در حال کاهش است ( دانشجویان دانشگاه هنوز هم از استعمال این واژه خشنود هستند).

شرکت Cardiffian، می داند که عوارض ناشی از ترجمه به زبان دیگر چیست. چندین شرکت بین المللی با این مسئله برخورد داشته اند.

در اوایل سال جاری، شرکت آمریکایی Taco Bell به ژاپن بازگشت و زحمت استخدام مترجم ژاپنی برای وب سایت به خود نداد. آنها استفاده از مترجم گوگل را انتخاب کردند. به این ترتیب شعار آنها از « میراثی متولد شده است» به اشتباه به «یک برنامه منسوخ متولد شده است» تبدیل شد و مقاله آنها با عنوان « چیزی برای پنهان کردن نداریم» به «چه چیزی برای مخفی کردن داریم؟» تبدیل شد. منوی آنها نیز بیش از حد صدمه دید، «سیب زمینی سرخ شده با پنیر» آنها بصورت «پشم گوسفند با کیفیت پایین» و«گوشت گاو کرانچی» آنها به صورت «گوشت گاو دیوان عالی» درآمد. یک عدالت خوشمزه!

مشکل دیگری که در مورد برندهای تجاری وجود دارد، دزدانی است که نام های خوبی دارند. فرآیند خلاق انتخاب نام مناسب برای برند شکلات یا لباس زیر ممکن است هنگامی که هفت سال بعد، یک گروه تروریستی بین المللی همان نام را برای خود انتخاب می کند، به هدر رود.

رسواییISIS (داعش) به سگ های دانتون اَبی، صدها کسب و کار کوچک در بریتانیا، گروه فلزات آمریکا، مجله باب دیلن و غیره گسترش یافته است. حالا تصمیم آنها اینست که آیا نام خود را تغییر دهند یا این نام را نگه دارند و امیدوار باشند. اما اگر شما یک کسب و کار اینترنتی به نام ISIS دارید، رتبه بندی گوگل شما به پایین ترین حد رسیده است.

Isis-boutique-012

دروغ و فریب و شکست نهایی

برخی از برندها و کسب و کارها از اصطلاحات فنی اجتناب می کنند و مستقیم به چهره مصرف کنندگان خود دروغ می گویند. در سال 1992، شرکت هوور به مشتریان بریتانیا وعده داد اگر آنها 100 پوند از محصولات هوور را خریداری کنند، دو پرواز رفت و برگشت رایگان به آمریکا جایزه می دهد.

متاسفانه، این شرکت اصلا برای این پروازها آمادگی نداشت اما به جای عذرخواهی یا پایان دادن به تبلیغ شان، از روش اجتنابی استفاده کرد و ارتباط با آنها مقدور نبود. برندگان امیدوار را به حلقه های بی پایان پر کردن فرم و ارسال آن، پر کردن فرم و ارسال فرم فراخواند. در پایان،48000000 پوند بابت آن هزینه کردند. بدیهی است که هزینه پروازها می توانست ارزان تر تمام شود.

در سال 2012، نوکیا فناوری جدیدی ارائه کرد که لرزش فیلمبرداری را موقع چرخش از بین می برد (اما در واقع، از نظر ایمنی و سلامتی مشکل داشت)

متاسفانه، آنها آشکارا و با کمال تعجب، تبلیغ خود را با استفاده از یک ون، یک مرد، و یک دوربین DSLR مناسب فیلم برداری کردند. پس از اینکه بینندگان تیزنظر متوجه این موضوع شدند، عذرخواهی کرده و آگهی خود را به روز کردند تا به مشتریان خود یادآوری کنند که این تبلیغ با موبایل آنها فیلم برداری نشده است اما شما اصل ماجرا را می دانید.

خلاصه

برندها بنا به هزاران دلیل جالب شکست می خورند، و با تنزل های ناگهانی نزد عموم و واکنش مشتری که برای از بین بردن هویت برند شما برای همیشه کافی است، بهتر است به فکر طرح دیگری باشید. چه اینکه نام یا لوگوی خود را تغییر دهید، یا یک کمپین در شبکه های اجتماعی راه اندازی کنید، و به روابط عمومی و بازاریابی امیدوار باشید.

آیا می خواهید از روابط عمومی بد جلوگیری کنید؟ بررسی کنید که هزینه لوگو، همراه با ملزومات برندسازی برای باز کردن یک رستوران چقدر است.

توسط : تحریریه brandabout

brandabout.ir

goo.gl/byQGbE

وقتی تبلیغات اشتباه پیش می رود

به اشتراک گذاری

تگ ها آموزش برندکالای آسیب رسان به سلامتانجمن صنفی تبلیغاتتبلیغات ممنوعممنوعیت تبلیغاتتبلیغات شگفت انگیزبازاریابی و تبلیغاتداستان برندنماینده انجمن صنفیفروشخریدارروش فروش موثرنیازهای واقعی خریداران

 

 

 

 

 

No Comments

Post A Comment